دنیای ما در نگاهی کلی دنیایی وسیع بودن که دارای اسرار و ناشناخته های فراوان باشد و لیکن من با صرف بیش از چهار یا پنج سال از وقت خویش بابت مطالعه و تحقیق روی دنیای پیرامون و کشف برخی از اسرار خلقت با رجوع به آثار و بقایای علمی و دینی و مخصوصاً مراجعه به برخی کتب مقدس چون تورات، انجیل و قرآن ... چنین تصمیم گیری نمودن تا ثمره تفکرات، تلاش و مطالعات خویشتن را در قالب مستندات به دفتری انتقال دادن و لیکن با توجه به جایز الخطا بودن ... یادداشت ها و نظرات خویش را به همراه خطاهای ممکن در دفترم به ثبت نمودن و از طریق ورود و پیشروی در مسیر کمال مطلوب ... کم کم قادر گردیدن تا از میزان خطا و کج اندیشی خویشتن به کسر نمودن تا که بتوانم با صرف وقت و انرژی لازم ... یادداشت ها و تحلیل های خویشتن را کم کم به مسیر درست هدایت نمودن و لیکن در نهایت به اثری مطلوب رسیدن که هر چند تا به امروز نیز به نتوانستن رضایت شخصی مرا به جلب نمودن ... چرا که مرا چنین اندیشه در سر بودن تا نسبت به تهیه و تدوین کتابی اقدام نمودن و قطره قطره شیره جان و عمرم را اندر دل آن به گنجانیدن تا که بتوانم آن را به نزد عموم ارائه نمودن و لیکن آن می بایست کتابی به بودن ... گویا و کامل که فهم و درک آن از برای افراد با سطح متوسط تحصیلات به راحت بودن و در آن به شرح و توضیح مطالبی به پرداختن که یحتمل تا به امروز و تا به این ایام از برای جماعت بسیاری حکم سوال را داشتن و معماها و مسائلی پنهان و لاینحل از برای عموم جماعت را در این کتاب به شرح دادن ... مواردی راجع به علوم غریبه بیان نمودن ... توضیحاتی تکمیلی راجع برخی معماهای تاریخی و نیز تشریح برخی موارد که در کتب مقدس به ذکر ایشان پرداخته شده است ... و در نهایت قادر گردیدن تا کتابی به جامعه جانداران روی زمین مخصوصاً آدمیان ارائه نمودن که از برای عموم قابل احترام و در حکم "کتابی مقدس" بودن و در صورت امکان آن را با نظارت شخصی به چندین زبان بین المللی ترجمه نمودن تا که پس از ارائه آن قادر بودن تا به شفاف سازی بسیاری از حقایق پرداختن و لیکن آنقدر شیوا و رسا بودن تا به هیچ تفسیر و توضیح المسائلی من باب آن نیاز نبودن ... و از سویی نیز من توانسته باشم تا به بیان و تفسیر شرح حال و رخدادهای مسیر زیستن خویشتن پرداخته و بیاد دارم در روزهای آغازین نویسندگی، چنان با ولع و پشتکار در حال ثبت خاطرات و لحظات خویشتن به دفترم بودن که گهگاه ساعت ها بطول انجامیدن و لیکن بستگانم مرا پاییدن و علت را جویا شدن و من ایشان را چنین گفتن که قصد دارم تا جان خویشتن را گذارده و کتابی مقدس نوشته و به دنیایم عرضه نمودن ... لذا از سویی پس از مدت زمانی عده ای از جانب دنیای غیب و غیر قابل دسترس به نزد من مراجعه نمودن و مرا "امام عصر" و "مهدی صاحب زمان" به معرف حضور خویش گردیدن و کتابم را نوشته شده و حاضر و آماده در باغی و مقابل چشمه ای زیبا به نشانم دادن که گویی آن از جانب آسمان نازل گردیدن و گویی آنچه از آن تحت عنوان کتاب آسمانی یاد گردیدن ... فقط به فقط همان یک جلد کتاب بودن و آن می بایست مطالب جالب و زیبایی را اندر دل خویشتن به دارا بودن ... و ندانم آن کتاب به توسط چه شخصیتی از آسمان نازل گردیدن و لیکن مرا چنین یاد است که قبل از آن بروزی ناگهان خورشید را دیدن که به یکباره از برایم چشمک و لبخند زدن و پس از آن دوستانی که از غیب بسوی من آمدن و کتابی که گویی از نگاه شخصیتی پیر بودن که متون نوشته شده در آن صرفاً مطالبی از برای رسوایی و توضیحات تکمیلی و بسیار کودکانه نمودن ... آری ... کتابی کودکانه که نگاه پیری آن را از آسمان نازل نمودن ... و من ندانمی به دل چه سودن ... و خودم در پی آن پیر خودم تا به کجودن ... و مرا چنین طریقت آغاز گردیدن که از فراز آسمانم خود را در ردای پیری ام بر عرش خداوند تصور نمودن و آن بگونه ای بودن که پیرم همواره مرا از جانب آسمان به پاییدن و مرا یاری رسانیدن ... و من جوان آن بودن و آن پیر سپیدم ... و خودا تا به خودم ردا به طوسن ... تا به طوسنم زمین بودن و نودن ... و جمال آدمم به آسمودن ... و خدای پیر خود به جنگ نودن ... و خداوند جوان را نکشودن ...
آری ... دنیایی که من آن را کشف نمودن را دنیایی باشد اندر تکاپوی زمان و آن را دو روح بودن که روحی به آینده از نور است و نوری به گذشته از تاریکی ... و آینده و گذشته و ماقبل و مابعد را می توان به اندازه گیری نموده و از برای آن حدودی به بیش و کم تعریف نمودن و لیکن از سویی آن را به بی نهایت ماقبل و مابعد دانستن ... و لیکن آن داستان کشتی نوح که از قدیم الایام در کتب مقدس روایت گردیدن را من چنین دریافتن که مقصد و منظور از آن برگزیدن جانداران و مقاماتی از انسان و حیوان و شیطان و سایر بودن که در آن باغی که از آن تحت عنوان کشتی نوح بیاد گردیدن ... عده ای از جانداران را نمایندگانی بودن تا که بتوانند با آدمان رابطه برقرار نموده و لیکن به برخی از ایشان بابت اعمالی مهم و حیاتی در منظومه و زمین ... مقاماتی به اعطا گردیدن و وظایفی به ایشان محول گردیدن ... و در این میان با مقامی به مواجه گردیدن که از ایشان تحت عنوان "شاه یا ماه عنکبوت" یاد گردیدن و عده ای مرا چنین نمایش دادن که نسلی از آن عنکبوتیان من جانب آلودگی های حاصل از انفجارهای هسته ای قدم به عرصه وجود گذاردن و چنین خلایقی که از فلزات سنگین و مواد رادیواکتیو به خلق گردیدن با توجه به اخذ مقامات ذیربط از جانب قادر مطلق ... و با توجه به این واقعیت که روح زمان بسوی قبل از جنس تاریکی بودن که از برای سفرهای زمانی به دوران های خیلی قبل ... روح تاریک زمان به جسم تبدیل گردیدن و رفته رفته به سنگینی رسیدن و فلزات سنگین را می توان ارواح تاریک زمان دانستن که عده ای از عنکبوتیان من جانب آن قدم به عرصه وجود گذاردن و ایشان را شاهی بودن که از آن تحت عنوان "شاه عنکبوتیان" یاد گردیدن و آن شاه عنکبوتیان در این منظومه به حکم "قبله دار" بودن و حوادث رخ داده شده در عصرهای بسیار دور از دوران ماقبل را می توان از ایشان سوال نموده و جویا گردیدن ... و لیکن آن نوح نبی را مقام از ملکان شاه پریان زمین و منظومه به بالاتر بودن و همه ایشان می بایست او را به احترام نمودن و تابع آن بودن ... و مقام آدم را از نوح برتر یافتن ...
و نوحی را اشنیدم در کتاب مقدس تورات که چنین عنوان گردیدن آنگاه که "یهوه" زمین را پرگناه به دریافتن نوح را بر زمین احضار نمودن و نوح آن باشد که بر خشکی کشتی ساختن و جهت بقای نسل از هر حیوان جفتی به کشتی بردن و بدستور خداوند طوفانی بر زمین رخ دادن که همه را در سیلی به غرق نمودن و پس از قطع طوفان نوح و فرزندانش از کشتی پیاده شدن و بر زمین نسلی نو را بنا نمودن و نسلی باشند که بر زمین گناه به ننمودن و در کمال مطلوب به زیستن خود ادامه خواهند داد ...
و لیکن نوح من و نوح یهوه را تفاوت هایی بودن و نوح من آن باشد که زمینیان را نابود به ننمودن و خدایم آن بودن که آن را نام ندیدن و خدای همه ادیان است و خدای آن جماعت از نیکان به بودن و هیچ نیروی بدی من جانب ظلمت را یارای ایستادگی در برابر عظمت آن خدای من به نابودن و اوست که نیکان را همواره پاداش دادن و بدان را به فضل و کرامت شرمسار ساختن ... و خدایم چنین دانستن که همواره در پی رساندن اهل زمین به بهشت موعود بودن و در صدد بستن درب های دوزخ از برای همیشه و تا به ابد بودن ...
و نوح من آن خوبرو باشد که ممکن است به ایامی بر زمین ظهور نمودن و نوحم را به درستی ندانستن و لیکن عده ای را دانم که ممکن است شبیه نوح من بودن ...
(0 لایک)