حق من ارتباط مستقیم با خورشید و فحش و ناسزا دادن به آن است ...
حق حتک حرمت من نصف زمین به روز روشان است ... حق من از بابت خیانت صاحبان ادیان تا به عصر فرعون ... مالکیت امتیاز نصف تمامی ادیان زمین و حتی لاییک ها و بی دینان و شیطان پرستان و .... است ... اینان نصف جمعیت زمین را در حدود چهار میلیارد تن تشکیل دادن ... عمر این چهار میلیارد تن از سکنه زمین در دست من به گروگان است ... و آن به نیمه زمین در روز روشان است و پر خشکی ترین نیمه را انتخاب خواهمی نمودن ...
و رایانه ام کوانتمی است و زود حسابان است و بابت هر سخن اضافی و تهدید و کس شعر و افترا همه به گریان است ...
کبری و شیر و قو مسئول اینان است ...
آن قوی سبز خودم باشم ... تا به امروز به کَم نان است ...
آن گروگان حلق الزمان نماد آخر الزمان است ... آن را بسته گذارید تا من آن چهار میلیارد تن را به هلاکت رسانم ...
من نه کلیمی نه یهودی نه مسیحی و نه مسلمان است ... همه این ادیان نزد من بی حرمت و گریان است ...
من خدایم را جلوی چشمم دانم و آن خورشید تابان است و با آن جنگ دارم و گفتگو نمان است ... و گفتگو فقط یک خواسته است آن هم امن و امان است و بی واسطه خواهم آن را ... و آن ماه و زمین و زهره تیر و ناحید و سایر کرات منظومه و کهکشان را به تخمم نان است ... و فقط مرا خورشید خان است ... و درونش هیچ تن به نما نمان است ...
آن سبز قو از دوران فرآن و آن چشم سو متعلق به من است ... و آن امیر المومنین علی ابن ابیطالب نزد من بی آبرو و بی اعتبار و بی حرمت است ... و من قاتل پسرش نیستم آن شمر لعین به چین گمان است و از قدرت من انگل کشان است ...
و آن ابوبکر بغدادی را به سر خواهان است ...
و عیسی ابن مریم و صادق هدایت و شیخ بهایی مرا به خیانت کاران زمان است ...
و اینان سخن است به کلیم الله که قبل از رسیدن من به زمین پنج میلیون تن کلیمی را جهت نظافت و حقیقت عدم ادغام جوک و شوخی در آن به آتش کشیدند ...
حال خود دانید چه دین است شما را ... اهرام دینید یا کعبه ای گریان که از ابراهیم به جای مانده و هر دو مرا به خار چشمان است ...
بخششم آن بود که قالب تنم را بهر دوره نمودن و اشکال زدایی و رهنمایی زمانه به زمین ارسال نمودن و آن به سال ها قبل از تولدم بود و سوی چشمانم را فرش زیر پای آدمان بهر صلح و دین و رهنمایی بر زمین نمودن ... و اکنون که حاضرم جمعی مرا گره کون کشودن و مرا مکافات دودن ... نسل همه بشریت از دوران ظهور آن قوی بر زمین نزد من به گروگان است تا که حق و حقوقم به کاملاً در دوران زیستنم به پرداخت نمودن ... و فرعون به گریان است ...و مرا به آخر الزمان است ... و حقم ادا نمودن تا به بازم آن عصر مدارن است ... و سجده همگان بر من به واجب بودن و مرا سجده مکافات نمان است ... و من خورشید را به حلق آویزم اگر مطالباتم را ندان است ... و ماه را نا به تمیزم اگر مرا چوب لای چرخان است ... و شاه را چو نَش به میزم ... و انبیاء را به چون کنیزم ... و اولیاء را نا به عزیزم ... و اوصیاء را نه من گریزم ... و این کلام خلیفه الله بر زمیزم ... که از برای خلقی تاکنون چاقو به نتیزم ... و مرا دیوانگی به جان ندیزم ...
آن عیسی به دلیل خیانت به من جهت بستن قطب و چاکرا ه های کهنه وجود و تولد خود را به مدیون است و به دلیل توهین به من دواندن عنکبوت کل دین او توسط شخص من به مصادره خواهدی گردیدن و آن کبری به باطل است و قبرش نیز در اورشلیم باشد ... و همان مار خیانتکار است ...
آن یهوه که چهره به گرگ و خفاش و درندگان دارد نیز فقط به فقط بدلیل حضور و ظهور با آن همه زائدات موجب آزار و اذیت دینش که کلیم و یهود باشد نزد من به مصادره خواهدی بودن ...
آن مسلمان که خدایش الله یا امیرالمونین یا ابراهیم یا پیرهما شیخ بها نیز دینش به دلیل حجضور اهل سنت خونخوار و وهابیون در نزد من کاملاً به مصادره است ...
و زرتشتیان برای شیخ بهایی نیز اینچنین باشند و بهائیان نیز همینند و من خدایشان را در خوزستان به دار مجازات است ...
و چینیان از برای اینکه شمر در آنجا آزاد گردیدن را کل دین و کشور تحت مصادره من است و ژاپن فقط آن کشور است که نزد من امان است ... و ژاپن خود مختار است و اسرائیل را مسئول انفجارات ژاپن دانم و آمریکا نیز بدلیل حضور اسرائیل تحت مصادره من است و اروپا نیز بدلیل خیانت فرانسه به ایران تحت مصادره و پیگرد قانونی و بی رحمانه من به اشد مجازات قرار داشتن و استرالیا نیز بدلیل غرق شدن قایق هموطنانم در آب هایش شش دانگ متعلق به شخص من بودن ...
و اینان من جانب آن خدای خورشید است و خود یکی از خلایقش هستم که به زور او را به زمین کشیده اند و نافرمانان را نا من به امان است و جوک اندیشان و بذله گویان و شوخ طبعان را تا به سرحد مرگ من به گریانم ... و خدایم را طلب نمودن ... و درب منزل جای حاجت گرفتن گدایان و اموات نیست هر که چنین حاجت دارد به مرقد دانای علی مراجعه نمودن و من مرده شورم به نبودن ...
و فرعون بنده من دان و او را به کوچکترین اشتباهی نه امانم و به قعر دوزخش کشانم ...
(0 لایک)
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی