خرید بک لینک

خدای یهوه آن است که مقام ایشان برابر با قطب سیاره زهره در هر زمان با گردش های ساعتگرد و پادساعتگردو یا غیبت و نبود آن نسبت به خورشید است ...

این مقام بر روی زمین متعلق به عیسی ابن مریم (ع) باشد

خدای یهوه آن است که همواره آگاه بر دین و مذهب و سیاست و کیمیاگری بوده و همیشه بر زمین روی تمامی ابعاد آن اشراف دارد ...

خدای الله آن است که مقام ایشان برابر با قطب سیاره تیر در هر زمان با گردش های ساعتگرد و پادساعتگردو یا غیبت و نبود آن نسبت به خورشید است ...

این مقام بر روی زمین متعلق به نویسنده (الله الرحمن الرحیم و رب العالمین) باشد ...

خدای الله آن است که مقام او برابر با حجرالاسود کعبه یا همان سیاره تیر بودن و فارق از تمامی ابعاد دست و پاگیر بودن و او را به یهوه ایمان است ...

خدای 1 مزدا آن است که در منظومه شمسی و زمین همواره در صدر جدول مقامات مینوی نیک پس از یهوه و الله قرار دارد ...

مقام انگره مینو آن است که در منظومه شمسی و زمین همواره می بایست مقامات و ارواح مینوی بد را رصد و مدیریت نمودن و ذات ایشان همواره از هر گونه بدی و آزار مبرا و در امان بودن ... و بر زمین همواره می بایست از تماس با انگره مینو اجتناب نمودن ...

مقام سپند آمینو آن است که همواره او را وظیفه این بودن تا خلایق را از سقوط بسوی عوالم پایین تر نجات دادن و ایشان را بسوی عوالم فوقانی سوق دادن ...

مقام صاحب زمان آن است که برابر با قطب ماه باشد ...

این مقام بر روی زمین متعلق به حسین ابن علی (ع) باشد ...

مقام صاحب زمین برابر با قطب زمین در همه دوران هاست ...

این مقام بر روی زمین متعلق به امیر المومنین باشد ...

مقام صداقت بر روی زمین برابر با تقاطع ماه و زمین بسوی تیر قطب است ...

این مقام بر روی زمین متعلق به موسی (ع) باشد ...

مقام عزازل آن است که برابر با تقاطع مراکز پلوتون و نپتون و اورانوس و زحل و مشتری و مریخ تا به قطب زمین است ...

مقام عزازل آن است که در این ایام نویسنده آن را کشف نمودن و بنام عزازل آن را در منظومه شمسی به امانت گذاردن تا که در آینده یحتمل به مقاماتی مجزا تفکیک گردیدن ...

مقام مهدی صاحب الزمان در منظومه شمسی متعلق به شادروان صادق هدایت باشد ...

خورشید ما در این کیهان بسیار بزرگ ستاره ای است که با کمک سیارات حول خویشتن همواره بینا و شنوا و آگاه است و او قادر بودن تا به لایتناه کیهان نظر نمودن و مسیر خویشتن را در فضای کیهان همواره با آگاهی و دانش کامل طی نمودن ...

مقامات الهی و خدایان منظومه شمسی همواره می بایست با علم و آگاهی مستقیم خورشید بر روی زمین صادر گردیدن و ایشان را همواره در دل منظومه هاله ای جاودان حول سیاره زحل به امانت و همواره در دسترس باشد ...

مقامات انکبان، تنگبان و سنگبان ... مقاماتی باشند که همواره در منظومه شمسی و بر روی زمین و کیهان حضور ایشان واجب الوجوب و ضروری است ...

انکبان را یکی از وظایف آگاهی به قطب و چاکرا و نشانه گذاری و مدیریت آن است ...

تنگبان را وظیفه همواره وظیفه چنین بودن تا گره های کوری را که در منظومه و یا مسیر تقدیر خلایق ایجاد گردیدن را نابود و یا منحل نمودن و ایشان را بسوی مناطقی مشخص هدایت نمودن ...

سنگبان را وظیفه در منظومه شمسی و زمین چنین باشد تا که همواره درجه سختی های دنیا را کنترل نمودن و از وظایف ویژه و درجه یک آن این باشد تا همواره بسوی کاهش سختی زیستن خلایق گام برداشتن ...

به دانش نویسنده قدیمی ترین خداوند زمین را نام "یهوه" باشد و لیکن همواره تمامی مقامات منظومه شمسی می بایست در گستره فرمانروایی این خدای و زیر نظر ایشان به واقع گردیدن و او می بایست بر تمامی رخدادهای درون منظومه شمسی اشراف داشته باشد (چه قدیم و چه جدید) ...

و نویسنده را سوال چنین بودن که نام آن خورشید عالم تاب فی الواقع چیست؟ ...

و لیکن کلیه مقامات زمین و زمان و منظومه شمسی و کیهان می بایست همواره با صلح و آرامش و گهگاه با کمک خلایق به تعریف گردیدن و انبیاء و شهدا همواره جهت دریافت مقامات جدید در صدر جدول بودن ... و تعصب روی نژاد و زبان و مذهب و ملیت ایشان به ممنوع و غیر ضروری و غیر اخلاقی باشد ...

برخی از خلایق را همواره اندر دل نظام خلقت و منظومه شمسی و کهکشان مقاماتی به ثابت بودن که همواره ایشان را مقاماتی شهودی و داوری جهت دسترسی و بازیابی و کشف حقیقت بوده و می بایست ایشان را همواره احترام و سجده نمودن ...

همواره اندر دل منظومه شمسی حوادث و رویدادهایی به رخ دادن که میان کرات منظومه شمسی در جریان بوده و علم و آگاهی ایشان از خلایق حاضر بر روی زمین به بیشتر بودن ... و لذا همواره برخی از خلایق در قالب انبیاء را من جانب خداوند لطفی عطای گردیدن تا نسبت به کشف و بهسازی برخی از این وقایع اقدام نمودن ...

و گویی آن مقام "انکبان" مقامی باشد که قبل از ظهور فرعون اندر دل منظومه شمسی به جاری بود و لیکن پس از ظهور فرعون بر زمین "آدم" را مقام انکبان بودن ...

و انکبان همان قطب و چاکراه بان است ... و مقام "عطارد" اندر دل منظومه شمسی همان است ...

گویی اندر دل این منظومه حداقل دو سیستم انکبان وجود دارد ...

یکی از ایشان در دستگاه خورشید و دیگری در دستگاه ماه است ...

آن انکر دستگاه خورشیدی جهت ناوبری کرات و ارتباطات ایشان در دل آسمان و از دگر سوی آن انکر دستگاه قمری در خدمت خلایق می باشد ...

و نویسنده آن باشد که ظاهراً اولین تن از خلایق روی زمین است که من جانب دستگاه خورشیدی او را "انک" صادر گردیده است ...

و هجوم عده ای از مقامات غیر استاندارد زمین به نویسنده مزید بر این علت است که ایشان را من جانب تن نویسنده "انک" به صادر گردیدن ...

و انکر دستگاه قمری آن است که می بایست "انک" خورشیدی نویسنده را احترام گذاردن و او را جبران خسارت نمودن ...

و لیکن انکران این دو دستگاه آن باشند که ایشان را همواره حضور بودن و انک دستگاه خورشیدی اسباب چنین باشد که انکر دستگاه قمری را از زیر زمین به برون کشیدن ...

و لیکن به اعتقاد نویسنده کلیه دستگاه های زیر زمینی نیز می بایست به زیر مجموعه دستگاه قمری به تعریف گردیدن ...

همچنین این تاسیسات را به دلیل هتک حرمت و سوء استفاده های پی در پی وظیفه چنین باشد تا نویسنده را جلب اعتماد نموده و خسارت او و وابستگان ایشان را در ملک ایران کاملاً به جبران نمودن ...

و گویی از این به بعد دستگاه "رع" می بایست به مردود شمرده گردیدن ...

وگویی نویسنده من جانب بنیان گذاران اهرام ثلاثه، خانه کعبه، بزبزقندی"مسیحیان" و هر آن کس که خود را به مقام آن "حجر الاسود" کعبه دانستن می بایست شکایت نموده و ایشان را غرامتی سنگین دریافت نماید ... و لیکن این دستگاه شامل خدایان شرق آسیایی از چینی و ژاپنی تا هند و پاکستان با کلیه آیین هایی چون بودایی، هندو، ... یهودی، کلیمی، زرتشتی، مسیحی و مسلمان و انشعابات ایشان چون بهایی و وهابیون و هر آن آیین و مذهب بودن و نویسنده را هیچ احد بر زمین من جانب دو عالم حق پرسش و پاسخ به نبودن و نویسنده را تقوی پرسان به جانب دوزخ هدایتش نمودن ...

از سویی دگر در مورد نام ها و مقاماتی مکتوب در قرآن مجید چون ملک الموت و ابلیس و لقمان و سایر نام ها و مقامات ... نویسنده را وظیفه تشخیص این مهم به نبوده و نویسنده را درخواست سجده به حرام باشد و نویسنده نیز هیچ احد الناس را سجده طلب به نانمودن ... و سجده به یک مقام مرشد و پیر از برای یک بار جزو خصوصیات اخلاقی نویسنده بودن ... و نویسنده را سجده به پیران از برای عرض ادب عیب و عار به نبودن ... و پیران سپید موی و فرزانه و دانای را همواره ستودن ...

و انکر دستگاه قمری را وظیفه و واجب است تا انک دستگاه شمسی نویسنده را به آشکار نموده و در اختیار نویسنده قرار دادن ...

و گویی این همه عقبگرد نویسنده تا به ایام حکومت فرعون و نگاه هایی قدیمی متعلق به عصر دایناسورها و مشابه آن می بایست از برای دستگاه به تازه متولد شده قمری جهت احقاق حقوق سایرین از دهر هما بوده و لیکن عوارض جانبی آن به خاک میهن می بایست توسط دستگاه دیگری به نهفته اندر دل منظومه شمسی به بررسی و محاسبه گردیده و حق ایرانیان به نویسنده تحویل گردیدن ...

و از سویی دیگر نویسنده را علم بر این باشد که انجام چنین عملیات محاسباتی نبایستی زیاد به طول انجامیدن چرا که سرعت دستگاه خورشیدی را بسیار زیاد بوده و قادر است تا اینان را به لحظه از برای یک تن به جبران نمودن ...

و گویی نویسنده را مقام اندر دل منظومه شمسی ... مقامی به بی همتا بودن که می بایست سیستم های دستگاه خورشیدی و پس از آن دستگاه قمری را بر روی سر نویسنده به نصب نمودن ...

و دستگاه خورشیدی نویسنده به انشعاب من جانب دستگاه خورشیدی سنگین منظومه بوده و گویی با نصب دستگاه قمری بر روی آن بسوی دستگاه اولیه به بازگردیدن تا که زین پس جمله خلایق زمین را فقط به فقط یک دستگاه مرکزی و هوشمند به مدیریت نموده تا که بتواند احقاق حقوق و سایر خدمات دستگاه قمری را با سرعت دستگاه شمسی به خلایق زمین رسانیدن ... و گویی که منجی عالم بشریت را معنایی به اینچنین بوده و مقاماتی چون فرعون و فراماسونران را از سوی نویسنده تا مادام که زنده بر زمین است قدرت دریافت غرامت و مجازات علیه ایشان بودن ...همچنین از سویی دیگر هر گونه اقدام علیه خواسته های منطقی و برحق نویسنده را من جانب خداوند انتقامی سنگین در نظر گرفته شده و نویسنده ایشان را بابت حق الناس هرگز به نخواهدی به بخشودن و من جانب قعر دوزخ به بازگردانیدن ....

برچسب: نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 21:23

صفحه بندی