خرید بک لینک

مرا بیش از چهار سال است که غرق بحر درون گردیدن و نسبت به دنیای پیرامون و زیستگاه خویشتن بر زمین بسیار اندیشیده ام و لیکن از ابتدای این مسیر جاندارانی از عالم غیب که با چشمان خویشتن قادر به مشاهده ایشان نبودن با من همراه گردیدن و مرا من باب تفکرات و سوالات و فلسفه هایی که بدیشان می پردازم بسیار کمک نموده اند ... از نام های این موجودات غیبی می توان بدیشان اشاره نمودن ... یاجوج و ماجوج ... روح عیسی ابن مریم (ع) در غالب "کا" ... روح امام علی (ع) در غالب "کا" ... روح امام حسین (ع) در غالب "کا" ... شخصیتی بنام عزازل ... شخصیتی بنام شمس بلا ... شخصیتی بنام نیلوفری ... شخصیتی بنام آفریدگار یکتا ... شخصیتی بنام آفریننده ... شخصیتی بنام انگره مینو ... شخصیتی بنام اهورا مزدا ... شخصیتی بنام خنوح ... فرشتگانی بنام های مکائیل، عزرائیل، جبرائیل، اسرافیل ... فرشته ای بنام لیلیت ... فرشته ای بنام آفرودوت ... خدایی بنام یهوه ... خدایی بنام الله الرحمان الرحیم ... خدایی بنام الله رب العالمین ... شخصیتی بنام محمد امین ... شخصیتی بنام آل محمد ... شخصیتی بنام عجوزه ... شخصیتی بنام صداقت ... روح زنده یا صادق هدایت ... شخصیت هایی بنام های انسان، حیوان، شیطان و لقمان ... خدایی بنام هرو واسو ... ایزدی بنام زروان ... شخصیتی بنام خدای دانا و توانا ... شخصیتی بنام آنبیس روشن روان ... شخصیتی بنام ملک الموت ... شخصیتی بنام روح القدس ... شخصیتی بنام اتم را ... شخصیتی بنام کلئوپاترا ... شخصیتی بنام سپنتا مینو ... شخصیتی بنام پیر هما ... شخصیتی بنام مهر آفرین ... شخصیتی بنام پروردگار یکتا ... پدیده ای بنام فراماسونری ... شخصیت هایی در غالب نورالانبیاء و نورالشهداء ... شخصیت هایی من جانب شاهان و دولتمردان و اندیشمندان قدیم ... شخصیتی بنام بزبزقندی ... شخصیتی بنام دجال المسیح ... و شخصیت هایی بنام های مهدی صاحب الزمان و امام عصر (عج) و ... عده ای دیگر از شخصیتان که در حال حاضر نسبت به یادآوری نام ایشان دارای حضور ذهن کافی به نبودن و لیکن در حین گذر از این دوران چند ساله که تا به امروز نیز با آن به درگیر می باشم ... مرا تجربیات و آگاهی و علم بسیاری حاصل گردیدن که بسیاری از آن را از طریق تعمق و تفکر من باب نظام گسترده آفرینش و طبیعت حاصل نمودن و لیکن برخی از شخصیت های فوق نیز در طول این مسیر از طریق همفکری با من و بعضاً برخی از ایشان با کمک به من از طریق گشودن اقطاب و چاکراه هایی مختلف و پر رمز و راز در محدوده های فیزیکی سر و بدن و روح و روان ... بگونه باعث گردیده اند تا که من بتوانم با جذب اندکی انرژی خاص از طریق یکی از چاکراه ها و ریز شریان های انرژی بدنم ... به پاسخ سولاتم رسیدن و بگونه پاسخ خویشتن را از دنیای پیرامون خویشتن در غالب جریان هایی از انرژی دریافت نموده ام ... و لیکن هرگاه به طبیعت پیرامون خویشتن بر زمین نظاره نمودن و با مطالعه و تحقیق روی سایر سیارات و کرات این منظومه شمسی به کشفیات جالبی در باب نظام آفرینش این منظومه شمسی دست یافته و طبعاً سولات بزرگتری نیز مرا در ذهنم تداعی نموده است ...

یکی از موارد مهمی که یکی از دوستانم از طایفه جنیان بنام "زعفر جنی" به من عنوان نمودن ... چنین باشد که ایشان درباره مشاهدات خویشتن و هر آنچه درباره این منظومه شمسی از طریق عالم غیب دانستن را با من به در میان گذاردن ... و او مرا چنین گفتن که ما آدمان به دلیل دارا بودن اندام و حسگرهای عصبی مختلف و بسیار پیچیده قادر به مشاهده دنیای پیرامون خویشتن بگونه ای هستیم که این دنیا را بسیار پر آب و تاب و پیچیده مشاهده می نماییم و این در حالی بودن که زعفر جنی این حقیقت را با من در میان گذاردن که هنگام پرواز نمودن و معلق گردیدن در گستره آسمان ... او فقط به فقط قادر به دیدن ستاره خورشید بودن و سایر کرات این منظومه و اقمار و ستارگان آسمان از برای ایشان همچون سرابی به نامرئی گردیدن و آن زعفر جنی مرا خبر از مجازی بودن دنیای پیرامون دادن و این در حالی بودن که او فقط به فقط آن خورشید تابان و مهر پرفروغ را به حقیقت دانستن و بنا بر باورهای ایشان ... ستاره خورشید از جانب خویشتن نوری به دنیای پیرامون ساطع نمودن که می توان از آن تحت عنوان "نور حقیقت" یاد نمودن و لیکن این نور حقیقت و معرفت خورشید بودن که قادر است تا دنیایی مجازی را بسان سراب من جانب هیچ و پوچ از برای ما خلایق به سرودن و ما ساکنین زمین نیز به گونه ای ... جزئی از همان سراب و نیستی بودن که در آینه خورشید به خویشتن رنگ هستی بخشیدن و در زیر سایه پرتوهای آن مهر الهی به زیستن خویشتن ادامه دادن ...

و این در حالی است که از برای ما ساکنین زمین چنین تداعی نمودن که منظومه شمسی به همراه خورشید ... در واقع جزء بسیار کوچکی شاید در حد و اندازه های یک اتم یا الکترون در این فضای گسترده کیهانی و پر از اجرام آسمانی بودن که به همراه بیلیون ها ستاره دیگر در حال گردش حول کهکشان راه شیری بودن که فی الواقع این کهکشان ما در نگاه دانشمندان اختر شناس و فیزیک دان امروز فقط به فقط می تواند یکی از میلیاردها کهکشانی بودن که در حوزه فضای کیهانی قدم به عرصه وجود گذاردن و با سیستمی نظام مند و استوار در تکاپو و حرکت در این فضای بیکران بودن و فضای کیهان را از برای ما خلایق ریز نقش بسیار عظیم و دست نیافتنی به جلوه کشیدن ...

و این در حالی بودن که من با نگاه کردن از دریچه یک عدد میکروسکوپ و با بررسی نظام آفرینش تعدادی از جانداران تک سلولی یا تک یاخته ای به این نتیجه رسیدن که هر کدام از این سلول ها عموما تک به تک دارای پوسته و غشائی بودن که درون این غشاء را فضایی باشد که پر از مایعی پروتئینی باشد که حامل اجزاء کوچکتر از اندام این سلول بودن که وظایف مختلفی من جمله حمل مواد مغذی و اکسیژن و سایر را بر عهده داشتن و از سویی هر یک از این سلول ها در درون دل خویش دارای هسته ای منحصر بفرد بودن که حاوی اطلاعات ژنتیکی و نظام هایی سیستماتیک عقلانی بودن که سلول مذکور از برای ادامه بقاء و تکثیر خویشتن بدان نیاز خواهد داشت ...

و لیکن من با نگرش به فضای پیرامون خویشتن و بررسی سیارات منظومه شمسی بدین نتیجه رسیدن که ممکن است آن قادر مطلق و آفریدگار این مجموعه عظیم که من از ایشان تحت عنوان خداوند یا صاحب دنیا یاد نمودن ... از برای خلایق پیگیر و هوشمن خویشتن نشانه هایی من جانب خویشتن بر جای گذاردن تا که هیچ کدام از خلایق را چنین نگرشی در دل به رخ ندادن که حس نمودن اندر دل زندانی تنگ و باریک و در مخمصه ای عظیم قرار گرفتن که به هیچ عنوان راه فراری از برای آن جهت رسیدن به عوالم فوقانی و بالاتر وجود نخواهدی به داشتن ... و لیکن مرا همواره چنین تلقین بودن که من آن باشم که همواره مرا خدایی بودن که هر گاه اقدام به خلقت عالم جدیدی نمودن ... مرا همچون خلقی که در تمامی طبقات کیهان و عوالم موازی و هر آنچه قادر به بودن باشد ... دارای شناسنامه و کدی واحد بوده و بسان گاوی به پیشانی سپید است ... این بارش اندر دل این عالم جدید کد آفرینش و حضورم را به نواختن تا که نسبت به جستجو و تحقیق و تست عالم جدید آن خداوند اقدام نمودن و باورم را چنین بودن که من از برای خداوند بسان عروسکی سرگرم کننده بودن که هر گاه او را دل تنگی فرا گرفتن ... مرا بسان موشی آزمایشگاهی و در به در به درون یکی از عوالم خویشتن به تبعید نمودن تا شاید که بتوانم مسیر خروج خویشتن از آن عالم را به دریافتن و به نزد آن خالق در باغ بهشتی به بازگشتن و لیکن از سویی نیز مرا چنین باور و تلقین بودن که من همواره به عنوان "معاون" و دستیار آن "خداوندگار" و خالق عظیم اندر دل آن باغ بهشتش بودن که مقامم در نزد آن خداوند به "شیطانیست" و آن خدا نیز هر از گاهی از دست من به عاصی گردیدن و مرا به درون یکی از عوالم خویشتن به تبعید می نماید و مرا چنین باور بودن که هر آن فضا و منظومه ای که من از جانب آن به تولد یافتن را آن "سیاره زهره" اندر دل آن بودن تا که بتوانم آن هویت شیطانی و حافظه مینوی خویشتن را به یاد آوردن و همچون جویباری از آب زلال ... مسیرهایی بعدی خویشتن را در طول زندگی به کشف نمودن و به راه خویشتن ادامه دادن ...

آری ... و اینچنین گردیدن که من با نظارت میکروسکوپی تعدای از تک یاخته ای ها به این نتیجه رسیدن که ممکن است کیهان پیش روی ما نیز دارای غشاء و پوسته ای بودن و این بحر کوانتمی نیز بسان محتویات درون غشاء بودن که وظیفه آن نقل و انتقال انرژی و مواد مغذی به اقصی نقاط این کیهان به ظاهر لایتناهی باشد ... و این از سویی ذهن مرا به اشغال نمودن و از سویی دیگر مرا با توجه به اینکه در دوره ای از کمال صنعتی و مدرنیته در حال زیستن باشیم و فصلی دیگر از تاریخ زندگی بشریت بر روی زمین را می بایست چنین رقم زدن که بشریت قادر باشد تا از جانب سطح زمین اقدام به ساخت و پرتاب سفینه هایی فضایی در غالب "یوفو" را داشته باشد و از برای پرواز یوفوهای خویشتن می بایست این روند پر هزینه و پر مصرف و مخاطره آمیز پرتاب موشک های ماهواره ای را به کنار گذاردن تا با توسل به تکنولوژی و فناوریهای نوین اقدام به ساخت و پرتاب بشقاب پرنده های فضایی نمودن و این می بایست بگونه ای باشد تا که چنین یوفوها و تجهیزاتی قادر باشند تا از دریچه های فضا و زمان بسان کرم چاله هایی عبور نمودن و سفر های فضایی خویشتن را با فواصلی در حد چندین سال نوری را به کوتاه نمودن و مدت آن را به ده یا بیست ساعت شبانه روز زمینی به کاهش دادن و لیکن نگرشی عمیق روی سیارات این منظومه شمسی از جانب من چنین تصوری در دلم ایجاد نمودن که گویی خداوند و خالق این مجموعه عظیم کیهانی و بعضاً خالق این بخش از کیهان بنام منظومه شمسی ... می بایست از میلیون ها و چه بسا میلیاردها سال قبل از این ایام ... نحوه رشد و تکامل خلایقی چون آدمان را بر روی زمین به نظارت نمودن و از برای در جا نزدن و مایوس نگردیدن و تحقق آرزوهای ایشان اقدام به خلقت راهکارهایی بجا و در حد و اندازه امیال و خواسته های این آدمیان نمودن که بسان بنده هایی اسیر دست خداوندی از دریچه عالم غیب بودن و لیکن از برای شکوفایی مطالبات ذهنی ایشان همواره چندین قدم از ایشان به جلوتر بودن و زمینه را از برای ایشان به مساعد ساختن ... و من در باب این احوالات به تفکر پرداختن که به روزی با یادآوری و نگاه کردن به ابزاری بزرگ بنام "تلسکوپ هابل" که دانشمندان از طریق آن به اسکن فضای پیرامون و تحقیق روی اجرام آسمانی در فضای به ظاهر بیکران پرداختن ... به چنین نتیجه گیری جالبی رسیدن که ممکن است خداوند از برای دسترسی آدمیان به چشم اندازی از فضای پیرامون با وسعتی عظیم ... تعدادی از کرات و سیارات این منظومه شمسی را با اهدافی چند منظوره خلق نمودن که یکی از این اهداف می تواند از برای رصد فضای پیرامون من باب تلسکوپی عظیم الجثه بودن که با توجه به متحرک و معلق بودن کل مجموعه منظومه شمسی با کلیه جاندارانی که بر سطح زمین آن در حال زیستن باشند و منظومه را چنین دانستن که به همراه خورشید در حال حرکت باسرعتی معادل 220 کیلومتر بر ثانیه بودن و چنین به نظر آمدن که منظومه ما با چنین سرعتی در حال گردش در یکی مدارهای کهکشان راه شیری بودن که دارای چهار الی بیست میلیارد ستاره و اجرام دیگر است ... لذا می توان با نگاهی کلی این منظومه شمسی و اقمار آن را که با نظمی دسته جمعی در حال پویش و حرکت بودن را بسان بشقاب پرنده ای عظیم و متحرک و در حال مسافرت فرض نمودن که من آن را نام "کشتی نوح" نهادن و کشتی نوحم را می بایست مجهز به ابزارهایی ناوبری دانستن که از برای ادامه چنین سفر مخاطره آمیزی که در طول مسیر آن موانع بسیاری بودن ... همواره از آمادگی فیزیکی لازم برخودار بودن و تعبیه گردیدن و آفرینش سیستمی تلسکوپ گونه و رادار گونه از برای اسکن فضای پیرامون از برای این منظومه شمسی ... سیستمی واجب الوجوب بودن تا که قادر باشد اطلاعات فضای را اسکن نموده و به سوی موتور محرک اصلی و مرکزی بنام "خورشید" فرستادن و خورشید بسان موتور محرک و سیستمی عصبی فوق العاده مانند سروری فوق پیشرفته رایانه ای عمل نمودن که قادر است در آن واحد بسیاری از معضلات و مشکلات در پیش روی را از برای برطرف شدن اقدام به برنامه ریزی نمودن و از برای حل مشکلات منظومه راه حل های کوتاه مدت و بلند مدتی نیز ارائه نمودن و این در حالی بود که غرقه در فلسفه ها و تفکراتم بودم و به ناگاه یکی از جنیان ساکن در این منظومه شمسی و زمین که معمولاً بر سطح سیاره زهره زیستن نمودن به نزد من رسیدن و ایشان را نام "شمس بلا" بودن که از نام های قدیمی آن می توان به خدایی بنام "بعل" اشاره نمودن و آن در واقع همان باشد که از آن تحت عنوان "الله الرحمان الرحیم" یاد میگردد و آن الله رحمان رحیم پس از معاینه من و پی بردن به فرضیاتیم در باب کارکرد برخی کرات منظومه بسان اسکنر به ناگاه یکی از گیرنده ها و چاکراه های ذهنی مرا از برای تست آزاد نمودن و من در کمال ناباوری و به بصورت زنده در حال مشاهده آن "غشای کیهانی" بودم تمامی فضای کیهان را همچون پوسته ای از جنس تاریکی در بر گرفتن و آن پوسته را جداره ای تقریباً نازک بودن بدین سان که قادر بود تا اندکی از برآیند نور ستارگان و کهکشان های درون کیهانی را از جانب آن پوسته و غشاء بسوی فضایی خارج از کیهان به منعکس نمودن و آن را "نور السماء" نام داشتن و من چنین دریافتم که گویی خداوندی عظیم الشان ... ساعاتی قبل از آفرینش این کیهان به مکاشفات ذهنی من دسترسی داشتن و این منظومه دقیقاً مطابق معیارها و استانداردهای مورد نظر و مورد نیاز من آفریده بود و لیکن اگر به توسط دستی غول آسا بسان دست "هرکول" ... مشتی از آن "نور السماء" غشای خارجی کیهان را بسان توده ای از برف و یخ به برداشتن و آن را در مشت خویشتن به محکم فشردن و رها نمودن ... بگونه ای که آن توده نورانی را با فشار زیاد "پرس" و پس از آن اقدام به گرد نمودن آن توده نماییم ... حاصل این فرآیند ... آن سیاره بنام "پلوتون" باشد که از طریق چاکراه های ذهنی و با اتصال به پلوتون ... می توان آن فضای تاریک خارج از غشای کیهان را اندر دل شب به مشاهده نمودن ...

برچسب: خورشید,خداست, نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:53

صفحه بندی