خرید بک لینک

بنابر  شواهد تاریخی و آنچه که از طریق قدیمی ترین تمدن روی زمین یعنی تمدن مصر و بابل بدست آمده است .. آنان دارای اعقادات عرفانی ویژه و نوعی اعتقاد به جاودانگی داشته که روایات ... علم و راه و رسم آن تا حدودی در دنیای عصر حاضر برجای مانده است ... و لیکن گویند آن نماد "آنخ" بگونه ای نماد جاودانگی باشد چرا که مردمان آن زمان بسان مردمان اقصی نقاط جهان بر اساس خواسته بشری که معمولاً از بدو تولد و آنگه که بر زمین زاده گردید و به زندگی پرداخت .. نوعی حس فنا ناپذیری و جاودانگی را دنبال نمودن و همواره از مرگ خود ترسیدن چرا که آن را بگونه ای می توان جزو حالت هایی از اینرسی طبقه بندی نمودن و بشر همواره تمایل داشته است تابگونه های بقای خود را در دنیا های مادی و معنوی تضمین نمودن و از برای بسیاری از تن های آدمی غیر قابل باور و تا حدودی ترسناک باشد که بخواهد روزگاری را مجسم نمودن ک در این دنیا حضور ندارد و این احساس عدم حضور گاهاً لرزه بر اندام بسیاری از آدمان انداختن و ایشان تا جایی که توانسته است در طول تاریخ تلاش نموده تا خود را به شیوه هایی ابداعی جاودان نمودن و در دنیا باقی و مانده و حیات خویش را دنبال نمودن ... از سویی درباره چنین موردی افسانه های بسیاری را می توان از طریق روایات و داستا ها شنیدن که به عنوان مثال پدیده ای بنام "آب حیات" وجود داشتن و یا "اکسیر جوانی" وجود داشتن و لیکن بشر روی زمین تا کنون رسیدن به جاودانگی را از دو طریق دنبال نموده است ... طریق اول ظهور انبیاء الهی بر زمین و تبلیغ ایشان مبنی بر حضور یک نیروی همیشه برتر و قدرتمند بنام خداوند که می توانند به آن پناه بردن و با رفتن به زیر چتر و حمایت از جانب آن می توانند به سطوح مختلفی از جاودانگی رسیدن و گاهی هرگز مرگ خویشتن را به نادیدن ... از سویی نیز عده ای دیگر طرایقی را دنبال نمودن که به ایشان سحر و جادو گویند و لذا سحر و جادو را زیرمجموعه های گسترده ای باشد چرا که از برای آن نیز می توان سطوح مختلفی پنداشتن و ایجاد نمودن و لیکن در باور نویسنده ... هر کدام از این دو مسیر یعنی طریق دین و طریق سحر و طریق های دیگر ... هر کدام می توانند دارای بازتاب های مثبت و بازتاب های منفی بودن و لذا به عنوان مثال ... از برای نظام دینی و آیینی تا کنون شاخه ها و مسیرهای مختلفی تعریف و کشف گردیده است ...

خدا

ندانمگرایی • بیخدایی • تراخداباوری • خدانامهمدانی • ناخداباوری • دادارباوری • یکتاپرستی • یکازچندپرستی • خداناشناسدانی • یکتاپرستی گزینشی • دوگانهپرستی • سهگانهپرستی • چندخدایی • خدافراگیردانی • خداباوری • همهخدایی • ضدخدایی

مفاهیم اختصاصی
واجبالوجود • خالق • معمار • عقل فعال • شیطان
• حامی و رزّاق • لرد • پدر • موناد • یگانگی • وجود برتر • شخصی • وحدت وجود • ثنویت •  سهگانگی (تثلیث) •  در ادیان ابراهیمی (در بهاییت، در مسیحیت، در اسلام، در یهودیت) در یافالی • در بوداییسم • در هندوییسم •  در جینیسم • در آیین سیک • در آیین زرتشتی
ویژگیها
عالم مطلق • قادر مطلق
•  حضور در همه جا در آن واحد • خیر اعلی • بسیط • مجرد • شخصوار • بزرگترین موجود قابل تصور
خدا و انسان
ایمان • نماز • عقیده • وحی
• عرفان • توکل • متافیزیک •  تصوف • جادو • علوم خفیه

و لیکن جدای تفکرات فوق در زمینه الهیات ... نوع دیگری از بینش نیز در دنیا از قدیم الایم وجود داشته است که به آن سحر و جادو گویند ... و من این طبقه بندی را از ویکیپدیا گرفته و کار خود خلاصه نمودم ...

زندگی پس از مرگ •  فرشته •  فرافکنی اثیری • هاله نور •  روشن بینی  • نهانجاندارشناسی • روح خبیث • دیوشناسی •  اکتوپلاسم •  پدیده صدای الکترونیکی • جنگیری • حس ششم • روحهراسی • شبح • هیپنوتیزم • جادوگری • واسطه روحی • معجزه •  تجربه نزدیک به مرگ • علم غیب • فراهنجار • فراطبیعی • دورآگاهی • بشقابپرنده • طیرانالارض • تناسخ
و لیکن از دوران ماقبل تاریخ نوع بشر به چنین خاستگاه هایی پرداختن و نسل های متمادی پیگیر هم بودن و از طرق مختلف هر کدام مقصود خویش را دنبال نموده اند و لیکن از آنجاییکه زمین ما منطقه ای باشد که در آن شور حیات و زیستن و بقای مادی موج میزند ... من به عنوان نویسنده ... حتی نقاط مرکزی زمین را نیز که دارای ماهیتی از جنس مذاب باشند نیز بگونه هایی زنده و آگاه بودن که قادرند هر کدام بسان انسانی زنده تفکر نمودن و چنین قطب های مرکزی قادرند همواره در دل جاندارانی روی زمین همچو آدمی به جاری گردیدن و برآیند تفکرات و اندیشه ایشان را جمع آوری و مسی ایشان را بگونه هایی هموار نماید و این چشمه های جوشان و گهگاه آرام از مذاب و نزدیک به مرکز زمین معمولاً از دسترس سایر خلایق زمین به دور بودن و به عنوان نقاط بکری می توان ایشان را در نظر گرفتن ...

و لیکن مرا چنین خاطر نشان گردیدن که گویی از دوره هایی از ظهور جامعه آدمان بر زمین و جاری گردیدن سیل تفکر در آنان ... روح زمین نیز کم کم بیدار و آگاه گردیدن و بعضاً در پی آن روح منظومه شمسی نیز چنین بودن ... و لذا همواره ره گشای طریقت ایشان گردیدن و لذا آن مناطق از زمین و سایر کرات را می توان به عنوان چاکراه هایی حیاتی و معنوی در نظر گرفتن که برآیند افکار و تصورات و خواسته های نوع بشر و رهبران ایشان را دنبال نمودن تا به بهترین حالتی که قادرند رسیدن ...

و لذا تا کنون از آغاز پیدایش تمدن و خط و الفبا و دین و مذهب و عرفان و جامعه شناسی و ... گویی این منظومه شمسی و زمین همواره در پی دنبال نمودن برنامه های خاصی بودن و لیکن مرا چنین بدست آمدن که سوای این بعد مادی ... در بعد دیگری از این منظومه الالخصوص زمین ... از میان نسل جانداران و آدمان ... عده ای برگزیده گردیدن تا بدیشان مسئولیت هایی به غیب سپرده شدن و لذا شخصیتی را شناسم که لیستی در دست داشتن و مقاماتی را روی آن یادداشت نموده و و درصدد ست نمودن آنان باشد و آن مقامات از دید ما معنوی و عرفانی و ناشناخته ها ی متافیزیکی می توانند در طول دوران زیستن و یا پس از مرگ ما به تعریف گردیدن ... چرا که به عنوان مثال با مراجعه به یک قبرستان به مساحت یک هکتار ... پس از خاکسپاری اموات ... ممکن است تا شبکه ای از آگاهی ایشان در بُعدی دیگر ایجاد گردیدن و آنان را بسوی زیستن در ابعادی دیگر بصورت فردی و دست جمعی به رهنمای گردیدن ... و ممکن است تا با بررسی آنچه بر روی زمین دادن درباره نظام تفکرات بشر رخ داده است ... طبعاً در دنیای زیر زمین نیز با چشمه هایی معنوی برخورد نمودن که به عنوان مثال می تواند چشمه پاکیزه عالم پس از مرگ معتقدین به ادیان الهی بودن و در زیر مجموعه هایی از هم جدا گردیدن و اینان چشمه هایی باشند که روح اموات ما پس از خاک سپاری بر زمین از طریق شریان هایی بسوی ان چشمه های معنوی پاک هدایت شدن و ممکن است آن چشمه از دید ناضری که بر سطح زمین زیستن نمودن ... با نگاهی از فوق بسان چشمه آبی ساده به نظر رسیدن و لیکن ما ندانیم اندر درون این چشمه سار دنیایی جدید آفریده شدن و بر فرض مثال روح و جان و روان و آقای "علیزاده" که در حدود پنج سال قبل بر زمین وفات یافته است به چشمه شماره یک منتقل گردیدن و یا اینکه میان سه یا چهار چشمه منتشر شده و گویی آقای علیزاده با علم به این موضوع خودش قبل از مرگ وصیت نموده است که به کجا انتقال یابد و پس از ورود آقای علیزاده به چشمه شماره یک که در آن عالمی جدید با انبوه ستارگان به تازگی آفریده شده است ... او را بتوان در غالب ستاره ای درخشان همچو خورشید در درون فضای چشمه پیدا نمودن که درصدد است تا از برای خویشتن اقدام به خلق منظومه حیاتی جدیدی نمودن و با نگرش به نحوه حیات روی زمین ... این بایستی جزو حقوق لاینفک آقای علیزاده باشد تا که بخواهد پس از این زیستن مادی و تحمل رنج ها و سختی ها بر زمین ... حیات معنوی خویشتن را به عنوان خورشید یک منظومه جدید به پیگیری نمودن و یا اینکه خدای واحد چشمه ای نوساز گردیدن ...

و از سویی مرا چنین خاطر نشان باشد که با توصیف و طبقه بندی مطالب فوق و گستردگی مسیرهای طریقت معنوی ... لذا از سویی ممکن است در روزگار جدید افرادی سعی و تلاش در ورود و پیگیری چنین طریقت هایی را دنبال نمودن و لیکن از سویی به ناخواسته به دلیل روشن گردیدن چراغ ضمیر ناخودآگاه یا چراغ معرفت و چراغ ذهن ایشان ... روح عده ای از اموات که در آن منطقه نسبت به آن هوشیار گردیده اند ... جذب ایشان گردیده وجذب آن شوند ... و مرایاد باشد که در فیلمی چنین بدیدم که کشیشی به دخترکی گفت که اگر فردی به خداوند نزدیک شود و به محدوده خاصی از نزدیکی خداوند دست یافتن .. ممکن است با شیاطین یا ارواحی مواجه گردیدن که در برابر او قد علم نموده و مقاومت سختی از خود نشان دهند و بعضاً ممکن است به قتل شخص مورد نظر نیز بیانجامد ... و لیکن آن عیسی ابن مریم (ع) نیز اینچنین بود و لذا آن هنگام که در حال زیستن و پیگیری طریقت خویش باشیم و روح عده ای از اموات را بسان پروانه ای مجذوب شمع خویشتن نموده ایم ... در کنار آن ممکن است با چنین روند پیشرفتی به روح عده ای از بزرگان معنوی رسیدن که توانسته اند شرایط بقای مناسب تری از برای خویش فراهم نمودن و لیکن ایشان نیز می توانند یا با ما هم جهت شدن و یا مخالفت کنند و از سویی چنین گویند که این ناعادلانه است که منِ زرتشت نبی که از سه یا پنج هزار سال قبل طریق و آیینی قدیمی را دنبال نمودن و از بزرگان آن باشم و مقامم نزد خداوند بالا است ... مرا نا عادلانه باشد که سه هزار سال بعد از من پسرکی در دنیای مدرن با بهترین امکانات رفاهی ظور نمودن که می تواند با از طریق مصرف مواد محرک به طریقتی ورود نمودن و خداوند را یافتن و جایگاه بهتری از من یافتن و لیکن ایشان می توانند لج نمودن و شما را صدمه زدن ...

و من چنین دانستم که از دوران ظهور فراعنه به دنیای زیر مین تووجه خاصی گردیده شذه  و ایشان را ندانم در آن روزگار چگونه بودند و لیکن مرا چنین بهنظر آمدن که آنان نظام معنوی و طریقت خویش را نه از روی زمین بلکه از جانب زیر زمین آغاز نموده اند ...  و از برای مدیریت و برنامه ریزی آن نیز برنامه هایی به کتیبه گذاردن و پیش بینی نموده اند و لیکن در حال حاضر من نیز به عنوان شخصیتی در حال کار و فکر کردن روی این موضوع باشم و لیکن مرا تمایلی باشد تا کلیه نظام آفرینش و هستی را در ابعادی ریز و درشت به منظومه ای استوار نمودن تا بتوانم همه ابعاد هستی و وجود و آفرینش مادی و معنوی و عرفانی را در تمامی سطوح پیگیری نمودن و از برای آن اکوسیستم طراحی نمودن ...


و لیکن در پاسخ به آن دسته از افرادی که شکوه به قدیم دارند و ناراضی از پیشرفت دیگران باشند و به دلیل کمبود منابع تابشی سطوح معنوی برخی از افراد ... این محدودیت باعث میگردد تا نوعی احساس عدم اطمینان یا رنجش یا جنگ در باب طریق صورت گرفتن ...چرا که آن عده ای که محروم از سطوح فوقانی معنویات بودن را دل چنین خواهد که ایشان نیز به آن دست یافتن و از سویی اگر در این وادی با نظام سلطه مواجه گردیدن ... ممکن است بسیاری از ایشان نا امید گردیده و این نا امیدی موجب خشک نمودن بنیان آفرینش از اساس گردیدن و لیکن مرا چنین در باور باشد که آن هوش و قدرت ماورائی را در سر آغاز آفرینش و ابتدایی ترین لحظات آفرینش این دنیای پهناور ... با اینکه دانشمندان گفته اند دنیای ما حاصل از انفجار بیگ بنگ است و آن بیگ بنگ از نقطه ای آغاز گردید که همین الان من نوعی خود را در آن دانم ... لیکن اعتقادم بر این است که سطحی از عالم معنوی در این آفرینش پهناور موجود باشد که من خود را دربان آن سطح دانستن و آن را باغی دانستن که آن باغ را تا حدی ماورائی دانم که هر آن کس را که دیده به حسرت و یا هر آنچه که دل آزارد می گردد و دارای هر شخصیتی بودن و دارای هرگونه طریقتی که بودن ... می تواند فارق از از زمان و مکان و فضا و زمان به آن سطح عرفانی ورود نمودن که در انتهای شریان طریق خویش و از سوی داشتن یا نداشتن تمایل جهت اقدام به حرکتی مجدد خواهد توانست خود را از طریق آن سطح فوقانی همواره و تا به ابد الدهر مشاهده نمودن و از برای آن چشم انداز فوقانی نمیتوان هیچگونه زمان و مسافتی در بعد فضا و مکان در نظر گرفتن و آن بسان تصویر اژدهایی باشد که بر سر چاهی ایستادن و با ناباوری در حال تماشای جامی از زندگی بودن و خود را در طول مسیر زیستنی جدید در نقطه ای جدید خواهد توانست به محو تماشا گردیدن ... و لیکن دنیای ما آینه است و هر آنچه به آن مینگریم و لمس می نماییم را بازتابشی از پرتوی الهی باشد که آن الاه در واقع خود ما و دنیای پیرامون ما باشد و دنیای ما قادر است تا ما را در مرکز پرگاری به کروی دانستن و تا آن محدوده که بخواهیم ما را انواری به بازتاب فرستادن و لیکن در برخی از این موارد ... طریق ما بقدری حیاتی به نظر رسیدن که زمین و ماه وخورشید و سایر کرات نیز قادر به شناخت و درک ما بودن و نوای ما را تقویت و ارسال نمودن تا در اثر کمبود انرژی ما به تلف نگردیدن و امید خویشتن را از دست ندهیم ...

برچسب: نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:31

صفحه بندی