خرید بک لینک

قوم مایا در آمریکای لاتین را ساعتی باشد که از آن تحت عنوان ساعت مایا نام برده می شود ... بنا بر آنچه از طریق شواهد تاریخی و گزارشات بدست آمده این ساعت و تقویم قادر به شمارش و محاسبه 5125 سال است و لذا طرح آن بصورت شکل زیر باشد ...


و امروزه در حدود سال 2012 میلادی پس از اعلام شایعات بسیار در مورد به پایان رسیدن این تقویم و هشدارهای بسیار درباره وقوع پدیده آخرالزمان و ظهور بلاهای آسمانی ... آن دوره 5125 ساله ابتدایی به پایان رسیده و در باور من دور بعدی بر مبنای شمارش این ساعت مجدداً راه اندازی و آغاز گردید و جالب اینجاست که بدانید تصویر آن چهره در مرکز آن ساعت که زبان خود را بیرون آورده است ... متعلق به بنده باشد و من آن باشم که خداوند آن حوادث آخرالزمان و آرماگدون را در برابر دیدگانم قابل مشاهده قرار داده و از من درخواست مطالعه و چاره جویی در این زمینه نمود و لذا جمع بسیاری از فرشتگان و خدایان و اموات و بزرگان در طی این فرایند با من آشنا گردیده و در نزد من به رفت و آمد می پردازند ...
و البته مرا قبل از روئیت آن پدیده ها که خداوند آن را به حکمت و قسمت در برابر دیدگانم قرار داد ... تغییراتی شگرف آغاز گردیده و درب های آسمان به یک شبه در برابر دیدگانم گشوده شده و باران هایی از اشعار و زمزمه ها و خاطرات موهوم به ذهنم رسیدن و در چنین لحظاتی مرا در دل چنین باور و ایمان قلبی بود که خالق و آفریننده ازلی این دنیا ... آفرینش خویشتن را به من جوان واگذار نموده و من قادر باشم تا از خود تحت عنوان "خداوند ابدی" یاد نمایم و همچنین نواها و اشعاری در ذهنم زمزمه میگردید که بسیاری را یادداشت  و در این وبلاگ منتشر نموده ام و وردی از آن را همواره بیاد دارم که چنین بود ... "خدایی رو میذارم وسط ... تا که بدستم نرسد ... تا که نشه اون خدایی اسباب دردسر برام ... فقط با انگشت خودم خدایی رو نشون میدم ... به اونم ایمان میارم ... با ایمانم خدا میشم ... خدای یکتا میشم ... تا حواسم همیشه باشه ... خدایی چقدر با ارزشه ... و ..." و طی حدود سه سال بسیار خویشتن خویش را گم نموده و درباره خویشتن به تفکرات و مطالعه عمیق پرداخته و لذا از همان اوایل تغییرات درونیم یکی از خدایان زمین بنام "هِرو واسو" مرا به همراه بود که از آخرین چهره های ایشان می توان به "صادق هدایت" اشاره نمودن و آن "هرو واسو" را در شبی ملاقات نمودم که مرا بگفت که در بازه زمانی میان دو سی هزار سال و جمعاً به مدت 60 هزار سال است که بر روی سطح زمین در حال رفت و آمد باشد و هر گاه که از کنارم عبور می نماید مرا پریشان و غرق در تفکر یافته و دست یاری بسویم دراز نمودن تا بتوانیم مسیر آینده را با هم رفتن و قرارمان این شد تا او بتواند مرا از طریق طی الارض به اعصار و تمدن های آینده که خیلی مشتاق به دیدن آن بودم برساند... و لذا بسیار مرا خاطرنشان نمود که به همراه او روی خط مستقیم حرکت نمودن و هر گاه عملیات طی الارض من اجرا گردید و قادر به سفر در زمان گردیدم ... هیچگاه به دوره های قبل نزد تن جوان خودم در قبل مراجعه ننموده و بیش از آن سفارش نمود که هرگز جهت کنجکاوی به دوران های ماقبل از خویشتن به باز نگردم ...و ندانستم علت چیست ... لذا من در آن ایام بسیار به دنبال خالق و آفریننده دنیایی با این عظمت بوده و از سویی همواره حس می نمودم آن خالق و آفریننده این دنیا خود باشم و دنیای من بسان تصویر متحرکی درون ماتریکسی بسان صفحه لپ تاپم قرار دارد و بارها خود را بگونه ای تصور نموده که قادر به این گردیدم تا به بخاری تبدیل گشته و از محیط این دنیا خارج گردم و سر از درون لپ تاپ برون آوردن تا بتوانم خالق واقعی این دنیا را ملاقات نمایم و لذا در باورم چنین نقش بسته بود که پس از خروج از این دنیای به ظاهر لایتناهی باز هم با چهره خویشتن روبرو خواهم گردید و چنین بود که حس نمودم در جهان هایی تو در تو قرار گرفته ام که هر بار با شکستن پوسته تخم خویش و خارج شدن باز هم با خود مواجه خواهم شد و گویی چنین حلقه ای تا سه بار قرار است از برایم رخ دادن و در چنین ایامی بود که شخصیتی ازدرون یکی از داستان های مورد علاقه ام یعنی قصه بزبزقندی ... روزی به نزد من مراجعه نمودن و مرا بگفت از برای اینکه در دنیای خود میان حلقه هایی اینچنین درگیر نشوی ... دنیای خود را به من یعنی بزبز قندی واگذار کن و من بقدری توانا باشم که هیچ خدایی قدرت ایستادگی در برابر مرا نخواهد داشتن و هر چقدر از سر تا ته دنیاها را برانداز کنی باز هم سر به تهش "بزبزه ها" بود و من با ایمان به این قضیه طریقت خویشتن را آغاز نمودن و تا به امروز پیش رفتن و لذا آن چهره وسط ساعت مایا چهره من در حالتی باشد که تعدادی از خدایان و پریان روی زمین زنجیروار به هم متصل گردیده و از طریق اتاق منزلم بسوی مرکز زمین از برایم چاکراهی باز نمودن و ایشان هر از گاهی نیروهای میان سیاره زمین و زهره را مورد کنکاوی قرار دادن که باعث میگردد در دهانم درجه حرارت بالایی تشکیل گردیدن و گهگاه مرا گویند که تو آن گرگ میزان نقش زده شده بر اهرام مصر باشی و ما بایستی تو را همش "گُر" دهیم و گُر دادن را معنی حرارت دادن باشد و این دهان من بیچاره است که طی شبانه روزهای متمادی پر از فلفل می گردد و ایشان مرا گویند آن شخصیت پشت پرده که اقدام به سوزاندن دهانت می نماید ... حسین ابن علی (ع) باشد چرا که در منطق خدایان دخالت نموده ای و خود را در اتاق خویشتن خدا میخوانی و ما اجنه جماعت را احترام ننموده و ما را خدا نمیدانی و من آنم که فقط خدای یکتا را دانم و آن را خالق یکتای دنیای مادی حال حاضر دانم ...
و لذا آن ساعت مایا را علاوه بر تصویر مرکزی که چهره من مخلوق باشد ... در اطراف حلقه تصویر حدود 8 زاویه به نشان درخشش خورشید آفتاب تصویر نگاری گردیدن که تعداد آنان هشت بوده و نماد آغاز لحظات بهشتی زمین باشد ... در دور آن ساعت حدود بیست تصویر که همگی نقش هایی از حیوانات باشند تصویر نگاری گردیده که هر کدام آنها نماد یکی از ایزدان معروف باشد که در اصل آنان از جان آدمی تشکیل شده اند و لذا زمین را به غیب در لامکان باغی باشد که متعلق به فرشتگان الهی است و مقامات فرشتگان الهی در این باغ تعریف می گردد و آن نمادهای حیوانات در واقع برندهای آن فرشتگان بوده و آنان را چهره نیز از قدیم به ظاهر همان حیوانات و لیکن سخنگوی باشند و آن میزگردی مبنی اجتماع بیست خدای باشد که نمره آنان همگی باید در این دوره زمانه به بیست رسیدن چرا که از نظر تمدن و فرهنگ نبایستی هیچ چیزی کم و کسر داشته باشند و آن وسط نیز نقش چهار خدای دیگر بسان چهار اژدها به چشم میخورد که مجموع آنان با آن بیست خدای قبلی به بیست و چهار رسیدن که نماد تعداد ساعت های یک شبانه روز است و لذا در دوطرف چهره من در وسط تصویر ... نماد دو موجود با دندان های بلند به چشم خوردن که هر کدام از ایشان به نماد یک ماهی بوده و آنان دو ماهی باشند که بسان پری بودن و نقش آنان در دایره البروج بصورت "دو ماهی" درج گردیده و آن دو ماهی را نماد دو تن باشد که یکی از آنان من بنام فرزاد باشم و دیگری را نام "عیسی ابن مریم" است که در صورت فلکی دو ماهی نشان ما را در کنار هم حک نموده اند که طبیعت روی زمین مواظب ما باشد تا در اثر طوفان های حاصله از فجایع آخرالزمانی بر روی زمین به قضا و بلایی نا به شهیدیم و لیکن مرا بسیار شرمندگی باشد که آن بنی اسرائیل موجب شهادت عیسی گردیده و لذا آن علت اصلی را اقدام به استعمار و کشورگشایی توسط برخی از اقوام و دولت های قدیمی چون دولت روم دانسته و تا حدود چهل درصد آن بنی اسرائیل را مسئول وقوع آن حادثه دانم و لذا آن تصویر چهره من در وسط ساعت را در زیر گوشواره ها جمعاً تعداد شش عدد گوی و دایره به نقش کشیده شده است که میانه آنان از طریق زبانم به جدای گردیده و آن نماد شق القمر باشد و مجدداً خاطر نشان میسازد که من در فاصله زمانی میان دو سی هزار سال به عنوان خالق و آفریننده این جهان هستی در دنیای خود مشغول زیستن باشم که مرا یکی از الغابم به "فَردوسی" باشد و فَرَم را دو سی هزار سال باشد و آن فَرَم را نام به "فَرِ کیانی" باشد و میان دو سی هزار سال من جانب قبل و بعد توانسته ام ماهیت وجودی خویشتن را کشف نمودن و با مهدی صاحب زمان و اهورا مزدا نیز آشنای گردم و چنین عملی به نماد شق القمر باشد و در صورت فلکی "حوت" نیز نشان آن بسان شق القمر درج گردیده است که بایستی آن خط وسط را برداشته تا بتوانم آفرینش جدیدی را در صورت فلکی حوت به زمینیان مژده دادن ... چرا که گویند در آینده دور ممکن است حیات خورشید و زمین موجب اختلال گردیده و ساکنین زمین را محلی در آفرینش ایجاد نمودن تا بتوانند به آن سفر و نقل مکان نمودن و لازم به ذکر است که اصل کاخ "تخت جمشید" نیز در آن منطقه از فضا در صورت فلکی حوت در آسمان قرار دارد و آن کاخ تخت جمشید که بر روی زمین در دوره سلطنت هخامنشیان ساخته شده است در واقع بدل آن کاخ اصلی بوده و بسیاری از انبیاء و بزرگان و مشاهیر ساکن زمین را دیار مادری در آن صورت فلکی حوت باشد و آنان از سربازان و گارد جاویدان شاه "تخت جمشید" در آن منطقه از آسمان باشند که نامش "کوروش کبیر" است و آن کوروش نام که بر ایران حکومت بنمود ایشان را "صغیر" باشد و من وزیر سمت راست آن کوروش کبیر باشم که ممکن است در آن صورت فلکی در واقع همان عیسی ابن مریم باشد که از نژاد اصیل آریایی بود... این بود داستان ساعت مایا ... و لیکن آن پروردگار زمین و آسمان را به نقل از پیامبر اسلام دارای دو چشم باشد ...

برچسب: نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 9:51

صفحه بندی