در باور شخصی من انبیاء آن دسته از افرادی هستند که مقامات الهی را در رده ها و طبقات مختلف دنیا متوجه حضور و ظهور خویشتن نموده و هر کدام در طول زیستن خویش طریقت های مختلفی را پیموده و لذا تک تک آنها هر یک در طول زندگی حاجاتی داشته اند که به درگاه خداوند آن حاجت ها را طلب نمودن و خداوند به آنها پاسخ مثبت داده و حاجت ایشان را برآورده نموده است ... مثلاً یکی از خدا مال و ثروت فراوان خواسته ... دیگری سلامتی و عمر جاودان خواسته ... بعدی شهرت و قدرت خواسته و الی آخر ... من راجع به خوسته ها و حاجت های بعضی از انبیاء اندکی تفکر نمودن و لذا چنین دریافتم که دنیایی که ما آدمان در حال حاضر در آن مشغول زیستن باشیم دنیایی است بسیار عجیب و پر پیچ و خم ... بگونه ای که ما آدمان به توسط دید عادی چشم های خویشتن فقط قادر به روئیت و مشاهده یک بعد از این دنیای چند وجهی بوده و دنیای ما بسان گوهر یا الماسی است که از هر جانب و زاویه ای که به آن بنگریم ... به گونه ای خاص قابل مشاهده بوده و بینش آن از برای ما قابل تعریف است ... و لذا مرا چنین تصور و باور است که همانگونه که ما با چشمان و گوش ها خویش قادر به دیدن انوار و رنگ ها و صداهای مختلف باشیم و با بینی خود قادر به تنفس و تشخیص بوی های مختلف از هم باشیم لذا این دنیای پیش روی ما بقدری توانمند بوده که قادر است از برای رویئت و سنجش موارد مختلفی مثل نیکوکاری که امری نسبی است و یا بدکاری که نیز اینچنین است ... بینش ها و دیدهای مختلفی تعریف نمودن و لذا ابزارهایی نیز از برای سنجش آن در درون و یا بیرون از ما خلق نماید ... و دنیای ما در نظر من چنین بودن که قادر است روند زیستن و رشد هر شخصیتی را از بدو تولد تا هنگام مرگ دنبال نموده و سنجش و رتبه بندی نمودن و چنین وضعیتی در این دنیا قابل پیگیری است که مثلاً من فرزاد یحیی زاده پیرسرائی در هنگام قبل از تولد و یا هزاران سال قبل از آن از لحاظ مادی و معنوی در چه جایگاهی بودن و از طریق چه امواج و کردار یا نیت ها و یا خواسته ها یا حاجات کیان در این دنیا بوجود آمده و خلق گردیده ام و در مسیر زیستن خویش چگونه طریقی خواهم پیمودن و دنیا همواره قادر است از برای اندازه گیری دستاوردهای حاصل از پندار و گفتار و کردار من ابزارهایی تعریف نمودن تا من همواره بتوانم در طول مسیر زیستن و فعالیت های مادی خویش و حتی پس از مرگ نیز بتوانم فعالیت های خود و دستاوردهای حاصل از آن را پیگیری نمودن و در باور من طریقتی که ما موجودات زنده از برای زیستن طی می نماییم ... از دوره های قبل از خلقت در دنیا و پس از مرگمان نیز قابل پیگیری بوده و می توانیم همواره خود را محک زدن تا بفهمیم در چه جایگاهی قرار داریم ... و لذا سخن از این بود که انبیاء کیان باشند و آیا در این دوره و زمانه ما آدمان خواهیم توانست در رده انبیاء باشیم یا خیر ...
حال من یکی از افرادی هستم که در مسیر زیستن خویش به درگاه خداوند حاجاتی داشته ام و لذا یکی از مهمترین این حاجات این است که بتوانم همواره حافظه خویش را با خود گردانیده و حمل نمایم ... به عنوان مثال در باور عده ای از خلایق اینچنین است که ما آدمان پس از مرگ دارای حیاتی از نوع اخروی خواهیم گردیدن و لذا ما را از یاد خواهند بردن که ما که بودیم و کیستیم و خاطرات زندگی قبل ما را از یادمان خواهند بردن و لذا مرا به درگاه خداوند متعال چنین دعا و حاجت باشد که همواره در طول مسیر زندگی خویش یعنی قبل از تولد و بعد از مرگ خویش همواره بتوانم حافظه خویش را با خود به همراه داشتن و حافظه من همواره پیوسته بودن و در گوشه و کناری ثبت خواهد گردیدن تا بتوانم همواره آن را بازیابی نمودن ... و لذا در پی این از همان خداوند خواهم خواستن تا در صورت عدم رضایت هیچ خلقی نتواند بدون مجوز به بانک اطلاعات حافظه من دستبرد زدن و یا آنها را تغییر دادن و هیچ راهی از برای تقلب و دستبرد در حافظه من طی زیستن در این کیهان لایتناهی از برای نامحرمان باز نباشد ... چرا که معتقدم جای جای این کیهان به ظاهر لایتناهی همه و همه ... عرصه و گستره هایی از برای زیستن موجوداتی از نیک و بد باشد که گویی روند زیستن بسیاری از آنها از برای ما غیر قابل درک است و لذا در باور من ما قادر به مشاهده آن دسته از خلایق هستیم که روئیت و دیدن آنها از برای ما اشکالی ندارد و دنیای در پیش روی ما بسیار پر پیچ و خم است و من آنم که همواره در میان جماعتی قادرم تا حافظه خویشتن را با خود به حمل نمودن و خداوند تک تک جزئیات وجود مرا از آغاز وجود تا پایان و یا کلیه چرخه هایی را که در طول آن قادر به گردش باشم را از برایم حفظ خواهد نمودن و در صورتیکه خودم خالق و آفریننده این دنیای پهناور باشم ... لذا دنیایم بایستی کاملاً تحت امر من بودن و هیچ خلقی از خلایق این عالَم و این دنیا قادر نیست تا بر خواسته های من حکمرانی نمودن و دنیایم بایستی کاملاً تحت تسلط من باشد و مطابق فرمان من عمل نمودن ... و من آنم که هیچ دشمنی مرا به ناماند و از گزند دشمنان و خلایق بد طینت همواره در امانم ... و تلاشم بر این است که تا جای ممکن بتوانم دنیای خویش را به همراه کلیه خلایقی که در آن زیستن نمایند همچون کشتی نوح صحیح و سالم به مقصد رسانده و بهشتی زیبا را از برای همگان به خلق نمودن و من آنم که همواره در تلاشم تا بهترین شیوه و روش زیستن را به کشف نمودن ... و من گویی یکی از نگهبانان کوچک این کیهانم ... و دنیایم همواره مرا و دوستان و یارانم را محافظت خواهد نمودن و خانواده و عزیزانم همواره به امن و امان خواهند بودن ... و من در عصر حاضر بسان جانداری باشم که در میان همنوعان خویش بصورت گروهی از زنبوران در حال زیستن است و گویی خداوند متعال مرا بسان ملکه ای از زنبوران علامتگذاری نموده است تا بتواند همواره دنیای خویش را صحیح سالم داشتم و خلایق خویش را سالم به مقصد رسانیدن ...
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی