خرید بک لینک
مرا از آن هنگام که با خلایقی از غیب آشنای گردیده و حتی برخی از ایشان قابلیت مرئی و نامرئی نمودن خویش را داشته و قادرند بر فراز آسمان زمین پرواز نمودن و در موقعیت و مقامی باشند که آن را قرب به پروردگار گویند ... علاوه بر اینکه به همراه برخی از ایشان در حالیکه احتمال فراوانی می دهم که بسیاری از آنان قادر به شنیدن و نظارت روی تراواشات ذهنی و درونی من باشند ... به پاره ای از تحقیقات جهت کسب دانش و بالا بردن سطح آگاهی و معلومات خویش نسبت به کشف دنیای پیرامونم و رازهای نهان و شگفتی های الهی در زمینه فیزیک و متافیزیک و علوم غریبه و اسرار آمیز و تحقیق راجع به روایاتی که از حدود "دَه الی پانزده هزار سال قبل" در کتب مقدس و رسالات انبیاء و اولیاء خداوند و همچنین مواردی که توسط عامه جماعت آدمیان بصورت دهن به دهن رواج پیدا نموده است و برخی از آنان درباره رابطه مستقیم ایشان با "خداوند تبارک و تعالی" و یا برخی "ملائک و فرشتگان الهی" بوده  است و حتی در این میان موارد بسیاری راجع به صحت اجرای تعدادی از معجزات و اجرای اعمال خارق العاده و فراطبیعی و فرابشری برخی بزرگان طریقت و عرفان را از برای بدست آوردن ایمان و اعتبار در میان اقشار مختلف جوامع بشری تحقیق و بررسی نمودن تا بتواند باعث ایجاد دلیل و بهانه ای محکم از برای تقویت قوای ایمان و باورهای درونی خویش نسبت به حضور خداوند گردیده و لذا مرا همواره چنین در باورهایم نقش بسته باشد که آن "خداوند قادر مطلق و ارحم الراحمین" همواره در طول روند مسیر زیستن خویش مرا توجه و عنایت فراوان نمودن و بسیار اوقاتی در زندگی خویش دیده که خداوند مرا آزموده و لذا بسان استادی بزرگ و پیری فرزانه همواره راهنمای منِ جوان و خصوصاً "نوپا و بی تجربه" در چنین عصری که موجی از مدرنیته و تکنولوژی های صنعتی و فوق هوشمند اطراف ما را در این ایام فراگرفته و لذا باعث ایجاد نوعی گسستگی میان روابط خلایقی همچون آدمیان نسبت به "خداوند" و ضعف و سستی ایمان ایشان در این عصر طوفانی و پر آشوب که بشریت در زیر فشار انبوهی از برنامه های زندگی ماشینی  قرار داشته و لذا موقعیت اقتصادی و رفاهی نامناسب عامه ملت، مخصوصاً ملت "ایران" بگونه ای باعث گردیده است که آنان حضور و سایه خداوند و پروردگار خویش را در بالای سر خود حس ننموده و دچار انواع خاصی از احساسات مبنی بر "بی ریشگی" خواهند گردید و لذا از آن اولین لحظاتی که من با جاندارانی از غیب مواجه گردیده و حتی در همان بدو آغاز روابط خویش با آنان موفق به روئیت تن یکی از ایشان که در برابر چشمانم بسان پرنده ای سبکبال از لابلای شاخ و برگ درختان به سوی آسمان جهیده و به ناگهان غیبش زد و این در حالی بود که آن موجود یا فرشته یا ملک یا شیطان ... توانسته بود از فاصله ای حدود کمتر از "دَه متر" مرا با صدایی که از طریق حنجره خویش به بیرون داده بود از حضور خویش در برابرم آگاه نماید ... و لذا از آن روز به بعد ... ابتدا من نسبت به حضور و وجود آن پروردگاری که همواره در طول زندگی خویش با شیوه ای محتاطانه و با توسل به میانه روی همواره وجود ایشان را در اطراف خویش حس نموده بودم و لذا هیچگاه نمیتوانستم وجود و عدم وجود چنین پدیده ای را از برای خویشتن به "صد درصد" اثبات نمایم و لذا از آن روز ایمان من نسبت به حضور چنین پرودگاری بیشتر و محکمتر گردید و "صد البته" در پی چنین روندی که منجر به آشنایی بیشتر من و غیبیان گردیده بود ... مرا خواسته ها و حاجاتی در اعماق دل خویشتن شکل گرفته که هر روز رنگ جدیدی بخود میگرفتند و روزبروز با پیشرفت علم و آگاهی من در این زمینه ... آن خواسته ها و حاجت هایم نیز دچار پدیده تکامل گردید و این تا جایی پیش رفت که بنا به اصرار عده ای از آنان توانستم خود را به عنوان شخصیتی با قابلیت های  ویژه  در نظام آفرینش دنیا پذیرفتن تا بتوانم به همراه جمعیتی متخصص از غیبیان به بررسی و طراحی و پیش بینی در زمینه روند تکامل زیستگاه بشریت و کشف و بهینه سازی سیستم های نظام مند موجود در میان کرات منظومه شمسی و لذا سایر کرات در کهکشان های دیگر پرداخته و لذا در برابر چنین همکاری و همفکری ... همواره مرا وعده زندگی جاودانه پس از مرگ در بهشتی موعود ... از هر نوعی که خود آن را دوست داشته باشم و مورد نیازم باشد ... داده میشد ... و آن وعده دهنده کسانی نبودند جز ملک الموت (ع)، خدای دانا و توانا (ع)، شیطان رجیم (ع)، اهورا مزدای (ع)، آشو زرتشت (ع)، سلیمان نبی (ع)، امیرالمومنین (ع) و تعداد دیگری از انبیاء و اولیاء الهی که عده ای از آنان نیز پس از گذر زمان های طولانی حتی نام و هویت سابق خویش را فراموش نمودن و ... و ... و ... لذا یکی از بزرگترین حاجات من در چنین اوضاعی من جانب خداوند بلند مرتبه و عظیم چنین باشد که تصمیم داشتم تا خود را در نزد سایر خلایق و هموطنان خویش به رسوا نمودن تا بتوانم در فضای بحرانی کنونی جامعه کشور ... سنگی بزرگ را از جلوی پای اقتصاد وطن برداشته و آن کسب قدرت الهی و ایجاد عهد و پیمانی با خداوند از برای یاری من جهت قیام و رسوایی خویش در نزد دولت فعلی از برای ایجاد و شروع روابط و مکالمه و مذاکراتی میان من و دولت آمریکا و دول همدست ایشان که از برای ایجاد چنین تحریم های سنگینی نسبت به منافع ملی ایران و متوقف نمودن چرخ صنعت این مرز و بوم از هیچ اقدام به صدور احکام سنگینی دریغ ننموده بودند ... اقدام نمودن و لذا مرا چنین استراتژی باشد که در نزد دولتمردان خویشتن ... خلقی عادی و بدون هیچ نام و نشان و اعتبار خاصی معرفی نمودن و فقط این را خاطر نشان سازم که خداوند مرا عنایت ویژه ای فرموده است و لذا خواستم تا در برابر اقدامات خصمانه دولت آمریکا ... من نیز اقدامات تلافی جویانه ای نسبت به آنان انجام داده و آن فقط به فقط اینچنین باشد که ایشان را از حوادثی کوچک و بی خطر که مبنی بر چوب لای چرخ گذاشتن صنعت خودشان است بیم داده و به توسط علومی که از طریق خداوند به این بنده ارزانی گردیده است ... بتوانم از طریق فاصله ای بسیار دور و فقط و فقط با استفاده از یک کاغذ و یک عدد قلم ... و با علم به آنچه که در نزد خداوند متعال به عنوان حکمت و قسمت دانسته ایم ... بتوسط متن های دستنویس و دعاهایی تخصصی بتوانم ابتدا ایشان را به عنوان مثال از خراب شدن فلان ناو هواپیمابر نظامی پیشاپیش آگاه نمودن و از برای چنین رخدادی مثلاً ایشان را حدود یکماه فرصت دهم و این به طریقی باشد که بتوان حقوق خود را که بزور از ما سلب نموده اند را با همان زوری که خداوند از برای نجات اقتصاد جامعه ایران در اختیارم گذارده است بازپس گرفته و لذا خون از بینی هیچ بنی بشری بر زمین ریخته نشود ... و لذا نام آن خدای "اهورا مزدای" باشد و لذا نام آن نبی میهن پرست که در نزد من به پا خواسته و قیامت نموده است "آشو زرتشت (ع)" باشد ...و لذا به ایشان کرم نموده و آن "آنگره مینو" را به سرزمین ایشان روانه نمینمایم ... چرا که با ورود آن الهه فرزانه ... قریب به یقین رعب و وحشتی فراوان در تمامی سطوح جامعه آمریکا اتفاق بیفتد و این از نظر من کار درستی نباشد ... والسلام ...

برچسب: آرزوهای من,آرزوهای من برای تو,آرزوهاي من, نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 20:46

صفحه بندی