خرید بک لینک

مرا بسیار اندر معنای عدد 666 تفکر بود و لذا گویند آن عددی باشد که نماد شیطان است ... و لذا مرا در طول زیستنم تا به امروز از طریق ممارست در تفکر و پیگیری مواردی تاریخی و رخدادها و حوادثی که بر روی زمین پدید آمده و و آنچه بر مبنای دانش و علم و ایمان و مقدسات بدست آوردم ... و با در نظر گرفتن همان روایت که عدد 666 را نمادی از شیطان روایت نمایند ... چنین نتیجه حاصل گردید که آن عدد 6 را نماد انسان و آن عدد 66 را نماد حیوان و آن عدد 666 را نماد شیطان و آن عدد 6666 را نماد خداوند سبحان دانم ... و لذا آن اعداد را دانسته و نداسته که حاصل از چه باشد و لذا گویی در نظرم اینچنین است که آن نماد طول عمری و یا نماد حاصل جمع اعدادی و ... و ... و ... باشد ... و لذا آن 6 را حاصل جمع اعداد را به نتیجه 6 حاصل شود و آن 66 را حاصل جمع اعداد به 12 حاصل شود و آن 666 را حاصل جمع اعداد به 18 حاصل شود و آن 6666 را حاصل جمع اعداد به 24 حاصل شود ... و آن 6 را میتوان آن شش سطح خانه کعبه یعنی همان مکعب دانست و از سویی ستاره داوود را نیز شش پر است و مرکز آن شش ضلعی باشد ... و آن شش را حاصل جمع نقطه های حروف به 6 است ... و آن انسان دو نقطه دارد و من هنوز ندانم آن انسان چیست که ایشان را مقام دانسته و اشرف مخلوقات به روایت نمایند ... از طرفی غیبیان مرا همواره از خلقی زنده ندا دهند که آن را نام یا لغب "حیوان" باشد و حیوان را عددی به نماد 66 است و حاصل جمع آن ارقام به 12 باشد و لذا آن 12 را نماد دایره البروج و تعداد ماه های یکسال شمسی می توان دانست و لذا در تاریخ چنین روایت باشد که تعداد حواریون عیسی ابن مریم (ع) به 12 تن باشد و لذا گویند که تعداد ائمه معصوم مسلمانان شیعه نیز به 12 تن باشد ... و عدد 12 را به حروف پارسی "دوازده" نویسند و آن می تواند "دو اَز دَه" تعبیر شود و دو اَز دَه را حاصل 8 باشد ... و لذا عدد 666 را نماد شیطان گویند و حاصل جمع آن ارقام به 18 باشد و آن به حروف "هجده" نگاشته شود ... و آن هجده عددی است که معمولاً در دنیای امروز پسران جوان را تا رسیدن به چنین سن و سالی ... یعنی آن هنگام که به هجده سالگی رسند به عنوان بزرگسال برشمرده و ایشان را دارای حق رای دانند ... و گویی دختران امروزی نیز اینچنین باشند ... و لذا آن 6666 را نماد خدای سبحان است و آن را حاصل جمع به 24 باشد و به حروف بیست و چهار نگاشته شود و آن بیست و چهار... تعداد ساعت های یک شبانه روز کامل است که آن از دو 12 ساعت تشکیل شودکه هر کدام به اندازه نیم شبانه روز است... و خدای سبحان را می توان با استفاده از نوعی دانش تلفظ واژه ها و لغات و کلمات که اجنه جماعت مرا آموختند به خدای سوپان تعبیر نموده و از برای سوپان می توان چنین معانی در نظر گرفت ... ابتدای اینکه سوپان را می توان سه پان دانست و یا آن را سی و پان تعبیر نمودن که منظور همان عدد 35 است ... و یا آن را سه اوپان در نظر گرفت که هنوز ندانم اوپان چیست ... و لذا دانم که "پان" نام فرشته یا ایزدی باستانیست که بجای پنجه پا دارای سُم باشد ... و سه پان را معنی چنان باشد که آن می تواند ایزدی باشد که هموزن سه پان یا سه برابر پان بوده و آن را می توان شش پا در نظر گرفتن و در دنیای امروز ما آن دسته از خلایق که دارای شش پا باشند از گونه حشرات بوده و لذا از نظر من آنها فقط نماد هستند و بسان نقاطی از برای ردگیری و رسیدن به حقایقی باشند که از برای من هنوز به نهان است ... و لذا آن سه پان با اینکه نمادی بسان حشره دارد لذا ایزدی است که تن آن از انرژی بوده و می تواند خود را بسان آدمان نمایان سازد و دارای فهم و دانش و شعور و قدرتی فرابشری باشد ... نه اینکه هیولایی حشره سان و دارای غریزه های حشرات در نظر بگیریم که ویرانگر است ... و از طرفی سه اوپان را می توان زِ او پان تعبیر نمودن که زِ او پان می تواند چنین باشد که گویی کسی قصد دارد من نوعی را طوری بیان نمودن که مرا با آن ایزد پان سنجیده و مثلاً گوید تو زِ اُو پان باشی ... و حال جالب اینست که چرا آن ایزد سه پان یا سبحان را نماد 6666 و دارای چهار شش است در حالیکه آن فقط دارای شش پا یا سه جفت پا باشد و با این آرایش می توان چنین تعبیر نمودن که عدد 666 که مربوط به شیطان باشد ... آن شیطان دارای 4 پا است ... و از طرفی با همین نظم می توان چنین تعبیر نمودن که عدد 66 که مربوط به حیوان باشد نمایانگر این است که ایزد حیوان دارای 2 پا است و لذا بر این مبنا می توان چنین به نتیجه رسیدن که آدمیان نیز که دارای دو پا هستند از نوع حیوان بوده و آن عدد 6 متعلق به خلقی بنام انسان است که با این نظم که بیان نمودم او بایستی بدون پا بوده باشد و آن چه خلقی است که پا ندارد؟ ... و این برای من جای بسی سوال است و لذا موجودات و خلایقی بدون پا را در نظر خویش تصور نمودن که آنان بدون پا باشند و لذا "مار" یکی از آنهاست و بی مهرگانی از دسته "کِرم ها" نیز چون آنان باشند و لذا در باب این تحقیقات مرا تصاویری باشد از ایزدان و خدایانی که بدون پا باشند ...

یکی از آنان ایزدی باشد بسان زیر ...


و روی این تصویر نوشته شده است که آن خدای آریاهو و یا خدای آریا و خدای یهوه باشد که خدای یهود نیز آن است و آن خدای مهاجران آریایی باشد که گویند خدای "فضا-زمان" است و آن در باور من فقط به فقط یکی از "فرشتگان یا ایزدان" می تواند باشد...
دیگری ایزدی نام آشنا باشد از برای ایرانیان که نقش آن را در این روزگار بسیار بتصویر کشیده و از آن گردن آویز بسیار سااخته و بر گردن آویخته و آن جماعت ایرانی بسیار بدان افتخار می نمایند و بدنبال آنند و آن چنین باشد...

و در این ایام آن را "فَروَهَر" خوانند و آن را نماد "اَهورامزدا" دانند و آن را دارای "فَرِکیانی" دانند و نمید "پیرهمای" یا "پیرفرزانه" نیز آنَد ...
و لذا آن را بینیم که ردایی بتن دارد و ایستاده است و این در صورتی است که منِ نویسنده چنین باخبر از حال ایشانم که ایشان "پا" ندارند ... و آن "ایزدی است بسیار دلسوز و آن ایزدی است که در پست های قبل این وبلاگ از آن بسیار توضیحات به روایت نمودم و دلیل اینکه آن پا ندارد را توضیح داده و آن را در حال که پا ندارد خداوند چنین حکمت و قسمت نموده است تا نقش آن را ایستاده به تصویر کشند و دلیل اثبات ادعایم چنین باشد که آن را در طرفین توسط دو "پایه" به سرپا و استوار نگه داشته اند ... چرا که آن ایزدی باشد که از تن هایی شکل گرفته که یکی از آن تن ها همواره در حال نشسته بر روی قالیچه ای بسان "قالیچه حضرت سلیمانَد" و دوم اینکه بسیار بیاد آن شهدای حدود هزار سال قبل است رومیان آنان را به صلیب کشیده و پس از دو سه روز که ایشان بر روی آن صلیب عذاب الیم میکشیدند و جان سپرده یا نیمه جان بودند ... آن رومیان سنگدل ایشان را به توسط ابزاری که ندانم تبر یا چه نوع شمشیر بود ... پاهایشان را از ناحیه زیر زانو قطع نموده و این در حالی باشد که گهگاه آن ایزد ... یا پیر همای ... صدای فریاد آن مصلوب شدگان را اشنیده و از برای دردها و مضلومیتشان بسیار گریسته است و دلیل سوم اینکه آن ایزد را در حالیکه در تنی بسان ما آدمان بر زمین متولد گردیده است ... تعدادی از شیاطین به حمله نموده و آن را بگونه ای قبض روح نمودند و آن دارای روحی خاکستری رنگ بود که خود را به ناگه در حالتی یافت که پاهای آن بسیار بی رمق بوده و خود را بصورت سینه خیز و کشان کشان روی زمین میکشید و این در حالی بود که او به ناگهان خود را در مقابل ساعتی بزرگ و شماته دار یافت و لذا آن تن روحانی او را پاهایی بی رمق باشد و این در حالی است که ایزدانی دیگر بسراغ یکی از تن های او که بسان ما آدمان بر زمین متولد گردیده است آمده و آن را گویند که توانند از برای پاهایش از "ایزد پان" سُم هایی به قرض گیرند و از برای پوشاندن پاهایش می توانند از یکی دیگر از ایزدان ردایی به قرض گیرند و آن به یحتمل آنها را نمیپذیرد ... و من هنوز ندانم که آیا آن شمایل "پیر همای" یا "اهورا مزدای" یا "فروهر" همان نشان "مهدی صاحب الزمان" هست یا نه و در پی کشف آثار و رازهای اویم ...
و لذا ایزد دیگری در این میان است که او نیز پا ندارد و آن "ماری به کبرای" است و آن مار کبری را چنین نقش هایی در طول تاریخ بینم ...

آری آن مار کبری بسان نگهبان یا نور شمس یا خورشید یا مهر باشد که ایزد "اتم رع" یا به تلفظ درستر "اتارع" را همواره بر سر است و هنوز در پی کشف رابطه میان آن دو باشم و آن کبری همان است که در تصاویری از فراعنه مصر بر روی سر آنان جا به خوش نموده است ...
و آن کبری در تصویر بالا در سر ایزدی بنام "اوزیریس" است که کبری دارای پا نبوده و لذا مرا به صد در صد یقین نیست و لذا احتمال زیادی می دهم که آن واژه "انسان" که از آن به عنوان "اشرف مخلوقات" یاد میگردد را آن سه ایزد تشکیل می دهند ... یعنی اول آن خدای آریاهو ... دوم نشان پیر همای ... و سوم آن مار کبری ... و البته آن خدای آریاهو ممکن است همان مار کبری با سری بسان شیر باشد و آنان را می توان به عنوان صفات ایشان به تعبیر نمودن و همه آنها را از آدمان ساخته اند و ظاهر آنان را بسان جانوران نمایش می دهند ... و آن مار کبرای شیر سر را تکاملی بسان پرندگان است که آنان را در مرکز پیری به فرزانه و دانا و توانا بوده که می تواند خداوند را خلیفه باشد ... و گویی آن اهورا مزدای یا مهدی صاحب الزمان یا امام عصر (عج) که گویند همان است ... و من هنوز ندانَم ...
و یکی از سوالات بزرگی که مرا مطرح گردیده است چنین باشد که آن چیست که در دستان "اوزیریس" قرار دارد... یکی بسان عصایی کوتاه بشکل علامت سوال و دیگری بسان جارو یا گردگیری سه پَر و شیئی مثل مگس پران است و نمیتواند شلاق باشد و از سویی احتمال دارد آن وسیله ای از برای سوارکاری باشد که با آن به ران اسبی میزدند ... و الله اعلم...
و بنابر توضیحات و منطق نسبی فوق از روی عدد  66666 می توان به ایزدی رسیدن که دارای چهار جفت و یا هشت عدد پا است و آن را بطور فرضی و من دراوردی خدای "چوپان" گویم و آن دسته از جاندارانی که دارای هشت پا بوده که روی زمین در حال زیستن باشند از گونه "عنکبوتیان" و "عقرب ها" باشند ... و در میان آنان دو گونه منحصر بفرد نظر مرا بسوی خود جلب می نماید ...

ابتدا عنکبوتی است بنام "بیوه سیاه" که بر پشت برخی از آنان نشان "ساعتی شنی" یا "ساعتی رملی" به نقش آفریده شده است و آن نشان ایزدی باشد که دارای هشت پا است و از برای آن هشت پای خویش دارای عدد 66666 بوده و ایزد چوپان است و ندانم جنسش از چیست و لذا آنها همگی به آدمیان مربوط می شوند...
و دیگری "عقرب زرد" است که آن را "شاه عقرب" نیز گویند و در روایاتی در تاریخ تمدن زمینیان از آن یاد گردیده است ...

و پس از آن ایزدی باشد که دارای رقم 666666 است و به یحتمل آن باید جانداری باشد که دارای 10 پا یا پنج جفت پا باشد و لذا آنان می توانند نماد تعدادی از تن های آدمیان نیز بر روی زمین باشند ... مثلاً منِ فرزاد نام دارای دو پا باشم و مرا آقای X گویند و از ترکیب آقایان X , Y , Z , U , V ایزدی دَه پا شکل میگیرد که دارای پنج جفت پا است و آن را خدای یا ایزد پوپان می توان گفت ...
و در پی آن ایزدی که دارای رقم 6666666 باشد و آن نیز می تواند ترکیبی از شش شخصیت متفاوت یا شش تن متفاوت از آدمان باشد و آن بطور فرضی دارای شش پا است و آن را خدای یا ایزد "شوپان" گویند ...
و در پی آن رقم 66666666 باشد که آن نیز بسان فوق دارای هفت جفت پا باشد و آن را خدا یا ایزد "هوفپان" "هوپان" گویند ...
و رقم 666666666 که آن را خدا یا ایزد "هوشپان" می توان گفت و اینها من دراوردی است ...
و رقم 6666666666 که آن را خدا یا ایزد "نوپان" یا "نُه پان" گویند ...
و رقم 66666666666 که خدا یا ایزد "دَه پان" یا "دَپان" می توان گفت ... و گویی آن بسان "دِهبان" باشد ... و لذا هنوز به شهربانی و استانبانی و کشوربانی و قاره بانی و زمین بانی و جنگلبانی نرسیده ایم ...
از سویی می توان این منظومه شمسی را در نظر گرفت و با توجه به اینکه آن "مار کبری" بدور شمس باشد و حال هر ایزدی بسان آن که دارای پا نباشد را "انسان" نامیم و آن را با نماد عدد "6" نمایش دهیم ...
به آن دسته از خلایق که روی سیاره "تیر" یا "عطارد" یا "مرکوری" زیستن کنند ... می توان "حیوان" گفت و آنان را با عدد "66" نشان داد...
و به خلایق ساکن بر "زهره" یا "ناحید" یا "ونوس" می توان "شیطان" گفت و آنان را با "666" نشان داد ...
و به خلایق ساکن بر" اِرت" یا "الارض" یا "زمین" میتوان "سبحان" گفت و آنان را با عدد "6666" نشان داد و آنان را ساعت شبانه روز به بیست و چهار است ...
و همچنین خلایق ساکن بر "مارس" یا "مریخ" یا "بهرام" را "چوپان" گفت و آنان را با "66666" نمایش داد ...
خلایق ساکن بر "مشتری" یا "ژوپیتر" را "پوپان" گفت و به "666666" نمایش داد ...
خلایق ساکن بر "زحل" یا "کیوان" را "شوپان" گفت و به "6666666" نمایش داد...
خلایق ساکن بر "اورانوس" را "هوپان" یا "هُفپان" گفت و به "66666666" نمایش داد...
خلایق ساکن بر "نپتون" را "هوشپان" یا "هُشپان" گفت و به "666666666" نمود ...
خلایق ساکن بر "پلوتون" را "نهپان" گفت و به "6666666666" نمایش داد ...

برچسب: معنی عدد 666,معنی عدد 666 در,معنای عدد 666 چیست, نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 20:45

صفحه بندی