عرفان یهود را یک حلقه بیده و آن حلقه آن بیدِ امیدِ ... و آن حلقه چنین تعریف شیده ... که زیستن تا مرگ ما را تولدی دوباره بیدِ ... و آن ما را آغازی بر فصل جدیده ... و پس از آن نیز سیری بیدِ ... که آن به قهر و بی وفایی منجر نشیده ... و عرفان یهود چنین گود که بشر یکی بود و از ما بهتران از همگی بود و آن از ما بهتران را نه قهری بود و نه رنجی بود و فقط محبتی بود که آن نسبت به هم در دل شنیده و همه دست در دست هم یک حلقه زیده و آنها نوایی از همنوایی آدمیده و یکی بود و آن بشر بود که به کیمیاگری رسیده و آن کیمیاگر بود که تصمیم گرفت آن همنوایی را در هم به نیکی اکسیر دیده و آن را در ظرفی به جمع آوریده ... سپس آن کیمیاگر در کلام گردیده و بدنبال چنین بود که نام آن اکسیر که در ظرف خویش به جمع آوری نموده چه بیده ... و آن نامی به اعظم دیده ... و آن نام را دنبال بیدِ ...
برچسب: عرفان یهودی,عرفان یهود,عرفان یهودی کابالا,
نویسنده: نیکی شجاعی
تاريخ: يکشنبه
14 آذر
1395 ساعت: 12:34