منظومه ما دارای تعدادی از کرات و خورشیدی است که در مرکز این سیارات قرار دارد و مجموع اینان جمله به دور خورشید در حال گردش بودن ... این گردش دسته جمعی حول خورشید بیانگر این است که احتمالاً خورشید دارای "قدرت پردازش" بیشتری نسبت به اجتماع این کرات باشد و همچنین عملاً هر یک از این کرات من جمله خورشید دارای ملائکی خاص خود بودن که گهگاه در مقابل برخی افراد در حال زیستن بر زمین ظاهر گردیده و با ایشان ارتباط برقرار می نمایند ... از سویی این ارتباطات تاثیر مستقیمی بر تقدیر چنین افرادی اندر مسیر زندگی خواهدی به داشتن و لذا من به عنوان خلقی از اجتماع آدمیان با توجه به اینکه با تعدادی از این ملائک ارتباط برقرار نمودن ... در پی کشف اسرار نهفته در دل طبیعت باشم ...
در باور من یکی از عناصری که معمولاً در همه جای این خلقت و پهنه هستی می توان آن را دریافتن ... عنصر "زمان" یا "وقت" باشد که می توان آن را به دو سوی دانست که یکسوی به قبل و دگر سوی به بعد منتهی خواهدی گردیدن و لذا من به آن بعد زمانِ رو به قبله "تاریکی" و آن بعد روی به بَعده "نور" گویم ... و این دو واژه را موقتاً در نظر گرفتن و هنوز به معنای واقعی نهفته اندر دل حروف و واژه ها و وزن ایشان تحقیقات مناسب انجام به ندادن ...
از سویی یکی از فرشتگانی که من با ایشان رابطه برقرار نمودن را نام "انکبین" یا "انکر ماه" باشد و آن به معنای شخصیتی بودن که عینکی بر چشم داشتن و آن قادر به پردازش و محاسباتی "دو حالته" بودن که می توان آن را چنین دانست ...
سیستم پردازش دو حالته
0 0
1 0
0 1
1 1
و این از برای هنگامی بودن که به عنوان مثال شما از برای زیستن در تمامی عمر خود مشروط بر این باشید که در هر ثانیه از لحظات عمر خویشتن مجاز به انجام دو انتخاب خواهید بودن ...
از سویی دیگر مرا بسیار سوال بودن که قوای پردازش "خورشید" که مهد کمال و مرکز منظومه شمسی است چگونه عمل نمودن ...
از آنجایی که خورشید یک جسم سه بعدی و دایره ای حجیم بودن که حول خود فضا و زمانی را ایجاد نمودن ... لیکن گویی هر آنچه که تحت سیطره خورشید بودن ... می بایست کلیات ابعاد عملکرد آن توسط خورشید سنجیده شدن و لذا خورشید را می توان در وهله اول به عنوان پردازنده جمعی از کرات در حال گردش حول آن دانستن و لذا به دلیل حجیم بودن خورشید ... اولین حالت منظمی که در نقطه مرکزی خورشید ... می توان از آن استخراج نمود ... چنین باشد که گویی ابتدا می بایست حداقل یک چهار وجهی منتظم در مرکز خورشید دانستن ...

حال اینکه ابعاد این چهار وجهی نسبت به کل ابعاد خورشید چقدر بودن، این سوالیست که پاسخ آن می تواند به متغیر بودن ... ممکن است این چهار وجهی رو بسوی مرکز خورشید بودن و بقدری ریز باشد که با چشم قادر به مشاهده آن نباشیم ... و ممکن است بقدری بزرگ باشد که راس های آن از درون خورشید به بیرون زدن و در حال حاضر از آن فاصله بسیار زیادی داشته باشد و ممکن است هر کدام از راس های آن بسان ستاره ای ناشناس حول منظومه قرار داشته باشد ...
و لیکن با مشاهده این چهار وجهی می توان چنین نتیجه حاصل نمودن که حداقل الگوی پردازش خورشید صرفنظر از قدرت و توان آن در حالت های دو انتخابی و سه انتخابی می بایست بسان زیر بوده باشد ...
حالت دو انتخابی ... گویی که هر کدام از راس های چهار وجهی در امتداد خود دارای دو شاخه بودن که هر شاخه را می توان بسان لامپی در نظر گرفتن که ممکن است خاموش یا روشن باشد ... می توان برای هر شاخه چهار حالت در نظر گرفت و در مجموع چهار به توان چهار حالت در نظر گرفتن که مجموعاً برابر با 256 حالت است ...
****************حالت سه انتخابی ... گویی که هر کدام از راس های چهار وجهی دارای سه شاخه باشند ...
برای هر کدام از راس های سه حالتی می توان چنین مشاهده نمودن ...
000
001
010
011
100
101
110
111
یعنی هر راس قادر است تا در هشت حالت مختلف قرار گرفتن ... و لیکن با در نظر گرفتن پردازنده ای چهار وجهی که هر وجه آن دارای 8 حالت بودن می بایست هشت را به توان چهار رسانیدن که برابر با 4096 حالت ممکن است ...
و البته برآوردهای من از برای هوشمندانه ترین حالت ممکن با این شرط بودن که سیستم ما دارای حق انتخاب باشد ...
و البته چنین سیستم پایه ای را می توان جهت هر سازه کروی متفکر بکار برد ...
و لیکن هر جسم کروی متفکر قادر بودن تا در قلب تپنده خویش به عنوان پردازنده پایه و اولین سطح محاسب ... یا از الگوی چهار وجهی استفاده نمودن و یا اینکه در خویشتن دارای مکعب بودن ...
و با توجه به ساختارهای سه بعدی چهار وجهی و مکعب می توان چنین مشاهده نمودن که هر دوی اینان دارای وجه اشتراکی بودن و آن این بودن که هر دوی ایشان دارای 4 راس در راستای سه محور بودن ... در حالکه مکعب دارای شش وجه و چهار وجهی دارای چهار وجه بودن ... و فی الواقع می توان چنین بیان نمود که چهار وجهی می تواند مکعبی بودن که دو وجه از خود را میان سایر وجوه سر شکن نموده باشد و لیکن از برای یک پردازنده کروی ... ساختار چهار وجهی می تواند به عنوان پایه ترین و ابتدایی ترین سطح پردازنده آن بکار برده شود که بیسی پایه از برای ساختارهایی پیشرفته تر فراهم نمودن و لیکن بیشترین حرارت و فشار می بایست روی چهار راس آن متمرکز گردیدن و فی الواقع می توان چنین استنباط نمود که گویی دنیای فرا روی ما اقلاً روی یک "چهار وجهی منتظم" استوار است ...
و لیکن به دلیل وقوع به عنوان سیستمی پایه می توان گفت که تمامی وجوه و ظرفیت آن کاملاً پر بوده و نمیتوان بدان دسترسی داشتن یا آن را تعویض نمود ...
و لیکن می توان چنین به نتیجه رسیدن که با توجه به بیس پردازنده های حداقل دارای چهار راس جهت محدوده های مرکزی ستارگان و سیارات می توان چنین نتیجه حاصل نمودن که از این چهار وجه سه وجه آن جهت مختصات و حجم و یک وجه آن جهت پدیده زمان بودن که می تواند بصورت مساوی این انرژی را میان هر چهار وجه ممکن سرشکن نمود ...
(0 لایک)