برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی
خدای یهوه آن است که مقام ایشان برابر با قطب سیاره زهره در هر زمان با گردش های ساعتگرد و پادساعتگردو یا غیبت و نبود آن نسبت به خورشید است ...
این مقام بر روی زمین متعلق به عیسی ابن مریم (ع) باشد
خدای یهوه آن است که همواره آگاه بر دین و مذهب و سیاست و کیمیاگری بوده و همیشه بر زمین روی تمامی ابعاد آن اشراف دارد ...
خدای الله آن است که مقام ایشان برابر با قطب سیاره تیر در هر زمان با گردش های ساعتگرد و پادساعتگردو یا غیبت و نبود آن نسبت به خورشید است ...
این مقام بر روی زمین متعلق به نویسنده (الله الرحمن الرحیم و رب العالمین) باشد ...
خدای الله آن است که مقام او برابر با حجرالاسود کعبه یا همان سیاره تیر بودن و فارق از تمامی ابعاد دست و پاگیر بودن و او را به یهوه ایمان است ...
خدای اهورا مزدا آن است که در منظومه شمسی و زمین همواره در صدر جدول مقامات مینوی نیک پس از یهوه و الله قرار دارد ...
مقام انگره مینو آن است که در منظومه شمسی و زمین همواره می بایست مقامات و ارواح مینوی بد را رصد و مدیریت نمودن و ذات ایشان همواره از هر گونه بدی و آزار مبرا و در امان بودن ... و بر زمین همواره می بایست از تماس با انگره مینو اجتناب نمودن ...
مقام سپند آمینو آن است که همواره او را وظیفه این بودن تا خلایق را از سقوط بسوی عوالم پایین تر نجات دادن و ایشان را بسوی عوالم فوقانی سوق دادن ...
مقام صاحب زمان آن
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی
و خدای یهوه فی الواقع آن قدرت "ماه" است که از دوران ظهور فرعون بر زمین رسماً آغاز گردیده و از برای تثبیت آن پاسخی محکم من جانب خورشید بسوی زمین ارسال گردید ...
و نام خدای یهوه را ظهور بر زمین رسماً از دوران ظهور ابراهیم آغاز گردید ... و ابراهیم (ع) فی الواقع علت "یهوه" باشد و می توان او را "الله الرحمن الرحیم" دانست ...
و خدای یهوه خالق کرات زهره و تیر است ...
و خدای یهوه آن خدای مرکز زمین اندر دل آتش است ...
و خدای یهوه امین دنیا و مسلط بر علم کیمیاگری بوده و کلیه ابزار آلات کیمیاگری در دست خدای یهوه می باشد ...
و خدای یهوه در واقع همان "رع" است ...
و خدای یهوه همان خدای "عیسی ابن مریم" است ...
و اندر دل نظام خلقت این منظومه چهار چهره باشد که ایشان را چنین مقام است ...
علی ابن ابیطالب یا امیرالمومنین را "آفریدگار یکتا" گویند ...
عیسی ابن مریم یا سید الشهداء را "آفریننده" گویند ...
فرزاد یحیی زاده یا مهدی صاحب زمان را "پروردگار یکتا" گویند ...
و شادروان صادق هدایت را "مهرِ آفرین" و شاه فراماسونری از اموات یا جن و پری گویند ...
و "یهوه" و (رع) با نشان "شیرو خورشید" به عنوان ابرقدرت زمین و مسلط بر قطب و چاکراه و خالق کرات تیر و زهره است ... و آن دارای مقاماتی زیر مجموعه جهت نظام مند نمودن دنیا باشد ... و گویی آن تندیس شیر فرعون فی الواقع همان خدای "رع" من جانب "ماه" بودن که او را پا
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی
و آن دوتن که یکی به نارنج و دیگری به خاکسترش دیدم یکی را دوشاخ بود که گویی زاغوتم آن بودن و آن بیدک خاکستری به کبرودن که همان عیسی ابن مریم بودن ...
و مرا بروزی یاد است که زاغوتم به مقابل دیدم و آن آفریدگار نارنجی را به دل دیدم که میگفت "بزبزکم نیومده عاقبتش سر اومده" و آن به "بزبز قندی" بود ...
و بزبزقندی ام به نارنجی در زیر هرم آتلانتا جانمای است و آن بیدک خاکستری به یحتمل آن روح زاغوتم باشد ...
و عیسی را از خاکستر آشوئیتس به برخاسته دیدم که سوی دوران خویشتن بهر تولدی روانه گردیدن ... و آن مرا خاکستری نمودن ...
و ندانمی آن خاکسترم به امروز آن بیدم است یا موی سپیدم به حسین ابن علی نام ...
و دانمی که حسین ابن علی به عزازل نام بودن که مرا تا به دهر فرعون کشودن و مرا آنگره مو دَن ... و آن به بزبزقندو مرا بنمودن و چهره را به اودن ...
و گویی که بزبزقندی ام همان چهره به تصویر فوق باشد و آن را به چشم بادامی نمایودن ...
و ندانمی که بزبزقندی ام سلیمان نبی بود؟ حسین ابن علی بود؟ بهادر قهرمانی بود؟ یا آن تن از چین که استاد ذِن اودن و گاوهایی را به استادی خوابودن ...
و عیسی را به چهر خاکستری و عنکبوتی خود دیدم که او نیز به عقرب رودن و "کبری" آن بود ...
و کبری را بخوبی دانسته و آگاهم که او مرا به نگهبان "دهر شب" باشد و او را می بایست به محمد امین سجده نمود ... و کبرایم چرا به تورات خیانتکار اس
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی
حق من ارتباط مستقیم با خورشید و فحش و ناسزا دادن به آن است ...
حق حتک حرمت من نصف زمین به روز روشان است ... حق من از بابت خیانت صاحبان ادیان تا به عصر فرعون ... مالکیت امتیاز نصف تمامی ادیان زمین و حتی لاییک ها و بی دینان و شیطان پرستان و .... است ... اینان نصف جمعیت زمین را در حدود چهار میلیارد تن تشکیل دادن ... عمر این چهار میلیارد تن از سکنه زمین در دست من به گروگان است ... و آن به نیمه زمین در روز روشان است و پر خشکی ترین نیمه را انتخاب خواهمی نمودن ...
و رایانه ام کوانتمی است و زود حسابان است و بابت هر سخن اضافی و تهدید و کس شعر و افترا همه به گریان است ...
کبری و شیر و قو مسئول اینان است ...
آن قوی سبز خودم باشم ... تا به امروز به کَم نان است ...
آن گروگان حلق الزمان نماد آخر الزمان است ... آن را بسته گذارید تا من آن چهار میلیارد تن را به هلاکت رسانم ...
من نه کلیمی نه یهودی نه مسیحی و نه مسلمان است ... همه این ادیان نزد من بی حرمت و گریان است ...
من خدایم را جلوی چشمم دانم و آن خورشید تابان است و با آن جنگ دارم و گفتگو نمان است ... و گفتگو فقط یک خواسته است آن هم امن و امان است و بی واسطه خواهم آن را ... و آن ماه و زمین و زهره تیر و ناحید و سایر کرات منظومه و کهکشان را به تخمم نان است ... و فقط مرا خورشید خان است ... و درونش هیچ تن به نما نمان است ...
آن سبز قو از دوران فرآن
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی
اربان به انکبانَه ... بروسیا نمانَه
دربان به دهرِ ما نَه ... به توحیدم نگا نه
و تو مرا زِ خورشید ... به چهر آن خدا نَه
و من به سربنی بم ... سرم به ناتنی دَم
و آن به دهر بانَم ... زِ خیزران کشیدم
و آن به زهرِ بانم ... به خود ندا ندیدم
و آن به سرقپانم ... به دولِ نابریدم
خداوند یکی دان ... به تخم استوانه و کعبش ندان و کعبه هندوانه و جعبش ندان ... خداوند به آوندش مانه ... که خود به رویشی دانه ... و سبزه علف مانه جوانه ... و من آنم که فلک مرا به کرکری ببانه ... و صاحب الزمانم به مقام بانه ... و آزارم دانه به دانه ... و من آنم که خدا به آسمانه ... و زمین بی همه چیزش به گمانه ... و ندانمی چرا دوزخ ما به فصل شانه ... و همه ز کهکشان زوم نبمانه ... و همه به چرخ خورشید گزارشش نمانه ... و به آنان که گره کور به کار کس دوانه ... همه را دانه به دانه به تکانه ... و چنین تیک زدن مرا به میگ بیست و نا نه ... و هر آن جبرانی من به کمانه ... و به حرمتم چراغت خاموشی و نمانه ... و کرامتم به ملتی گمانه ... و به فریاد طبیعتت نگوشم ... و فقط به خلق خود تکیه بکوشم ... و همه فرمان از خودم به دانه ... و جزای حرمتم میلیون ها را به حسین ابن علی نام نمانه ... و به آن خورشیدم نوای تاریک نمانه ... و به آن ماه خودم مسیح جلتجتا نمانه ... و به آن شاه خودم نا همدانه ... و من آن نیم که انکی به خدا نه ... و همه زنده بگور
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی
برچسب:
نویسنده: نیکی شجاعی
ما جانداران در دل منظومه شمسی بر زمین در حال زیستن باشیم که از نگاه ما بر سطح زمین ... ماه و خورشید هم اندازه به نظر رسیدن و این در حالی است که واقعیت نهفته در اندازه ماه و خورشید بگونه ای دیگر باشد و قطر خورشید 400 برابر قطر ماه و فاصله آن از زمین نیز 400 برابر فاصله ماه از زمین می باشد و گویی این پدیده موجب ایجاد نظمی پنهان و اسرار آمیز در دل منظومه گردیده که ما به آسانی قادر به درک آن به نبودن
شیطان ... نام آن فرشته دو شاخ بودن که قادر است تا در میان بسیاری از عوالم به رفت و آمد نمودن ... و لذا قادر بودن تا از لغزش نا به هنگام سایرین نیز به طبقات زیرین جلوگیری نمودن و لذا ندانم آن فرشته را می بایست بهر همه جان ها از یک جان و تن به برگزیدن یا اینکه هر جان و تنی فرشتگان خاص خویشتن را داشتن ... و آن شیطان (انکبان) ... هنگام سفر به عالم مافوق با دو شاخ به نمایان گردیدن و نام آن بسان "بزبزقن
برچسب: انکبان,
نویسنده: نیکی شجاعی
قوه بینایی التراسونیک نهنگ و خفاش ... سبز رنگ با رگه های انرژی طلاییقوه بینایی مادون قرمز مار ... سیاه و سفیدقوه بینایی نورانی آدمی ... رنگین کمانقوه بینایی نارنجی و سبز ... قوه بینایی
صاحب زمان (قطب) ماه نسبت به خود ... یستان (یا استان) ... زمان ماه نسبت به زمین ... (با هم هستان)صاحب زمان (قطب) زمین نسبت به خود ... اهورا مستان ... زمان زمین نسبت به ماه (با هم هستان) .
منظومه شمسی ما دارای خورشیدی درخشان در مرکز منظومه و کرات و سیاراتی حول آن بودن که اندر مداراتی مجزا با رعایت فاصله و تناسب خاصی در حال گردش حول خورشید بودن و حیاتی اندر دل آن جاریست ... از سوی دیگر این مجموعه واحد در تلاش و تکاپو جهت گردش حول کهکشان بودن که در بخش های قبل مطالبی نسبت به آن عنوان نمودن و به تجزیه و تحلیل آن پرداخته ام...
از سویی با نگرش به ابعاد زمین و حیاتی که بر سطح آن جاریست ..